|
عينک
چندروزي بود که مدام احساس ميکردم از حجم عينک بر روي صورتم،عاجزم. انگار که يک تکه ي شديدا اضافي است ودلم ميخواست پرتش کنم. اما اکنون چندروزي است که مدام احساس ميکنم؛عينک بهترين وسيله براي پوشاندن سرخي هاي گاه وبيگاه چشم است! 
 
             
بياموزمت کيمياي سعادت**زهم صحبت بد جدايي
این همه گفتن ها
6 بدو بدو عقب نمونی
2008-10-22 16:41:16
پ و پ
دنياي امروز بسيار وسيع وعظيم است.آنقدر که ذهن کوچک ما،توان درک عظمتش را ندارد.
اما واي به حال اين دنيا،چقدر درعين بزرگي کوچک است که بازيچه ي دوحرف سبک شده است.
دوحرفي که کوچک اند وچون کاه در فضاي وسيع دنيا چرخ مي خورند.
اما عجب دنيا را مي رقصانند.عجب... !
پول وپارتي!
بياموزمت کيمياي سعادت**زهم صحبت بد جدايي
این همه گفتن ها
6 بدو بدو عقب نمونی
2008-09-26 19:58:05
روزخوب
عجب روز خوبي
من
و
وُري و ستي
و
رايگان شدن اس اُم اساي همراه اول
و
يه گوني مِس مِس!
*همراه اول، به تو مي انديشم.
*در پي اقدامي گُرُ گُر،مجبور به تخليه ي Inbox خود،شده ايم.مچکريم.
 
بياموزمت کيمياي سعادت**زهم صحبت بد جدايي
این همه گفتن ها
7 بدو بدو عقب نمونی
2008-09-17 15:57:03
نامه اي به عموجکسي ريچاردز
داشتم کتاب تَکتيک هاي شنيداريtactics for listening،جَکسي ريچاردز رو ميخوندم.رسيدم به کلمه ي surfing تو بخش سرگرمي ها،ذهنم شروع کرد به منفي بافي.
-بسه ديگه،چقدرمتن ميخوني؟چقدرداستان ميخوني،بروشورترجمه ميکني،آخرش تو معني اين کلمه ساده موندي؟
نه فايده اي نداره هرچي تو معني کلمه بخوني بازم يادت ميره،بايدهمون روش قورت دادن يا هورت کشيدن ديکشنري رو انجام بدي.
اينا گوشه هايي از منفي بافي هاي ذهنم بود.
اِي ذهن!صبر کن ببينم اين کلمه برام آشناست.اما معني اش اصلا يادم نمياد!
شايدتا حالا براتون پيش اومده.که يه کلمه رو ميشناسين،ديدينش قبلا،اما معنيش يادتون نمياد.هرچي فکرمي کنيد،انگاربه کلي ازذهنتون پاک شده.حتي شده يه کلمه فارسي هم باشه.
سعي کردم دست ازمنفي بافي بردارم.کتاب رو بستم.کمي فکرکردم.دوباره کتاب روبازکردم.يه نگاه به سرفصل انداختم.فوري يادم اومد.حالا ذهنم شروع کردبه بافتن کنف مثبت.
-اِ،بابا اين که سُرفينگ خودمونه.موج سواريه.من چطورهمچين چيزي روفراموش کردم؟
ذهن مثبتم شروع به پروازکرد.سواحل آرام مديترانه،آفتاب ملايم،بادخنک،يه تخته صاف،بعدش....هرچي سعي ميکردم نمي تونستم بعدش رو تصورکنم.موج سواري چطوريه؟من که فقط کرال پشت بلدم،اونم تواستخر!
خداروشکرذهن مثبتم بازهم برذهن منفي غلبه کرد.
-نه تو اشتباه نکردي.عملکردت خيلي هم خوبه.نميخواد اراده ي عجيب بگيري ديکشنري رو حفظ کني.
معني اش رو فراموش نکرده بودي،مفهوم تفريح روفراموش کردي!
نخنديد!تجربه بهم نشون داده با اراده هاي عجيب موفق عمل ميکنم.اما ديکشنري حفظ کردن نميتونه راهي براي فرارازتنبلي باشه.ايده ي حفظ کردن ديکشنري از اينجا بوجوداومد که هميشه وقتي يه متن جديدميخونم چندکلمه هست که معني اش رونميدونم.حتي اگه لغت نامه هم حفظ کنم بازهم کلمات زيادي هست که بايدياد بگيرم وهيچ راهي هم نيست بجز خوندن زياد.
اما ذهن مثبتم زياد داشت پرواز ميکرد،نزديک بود بره خونه جکسي ريچاردز.خودم جلوشو گرفتم ومتقاعدش کردم که اين نامه رو براش بنويسم.
عمو جکسي ريچاردز؟
-بله؟
تورو خدا،اين ويرايش دوم کتابت روتبديل کن به ويرايش سوم وقسمت سرگرمي ها وگذران اوقات فراغت روتغييربده که ما غصه امون نگيره.
ازاين سرگرمي هاي کتاب خوندن،فيلم ديدن،ازاين چيزا برامون بنويس..
ما والله اينجا،دزفول،شهرخاکستان،تفريح نداريم...
*فعلا که کاترينا از نيويورک سيتي اومده اينجا،داره دنبال لاوش ميگرده.طوفان شن وخاکه!
عموجکسي ريچادرز؟
-بله؟
جکسي خوب ريچادرز؟
-بله؟
تَکتيک فُر ليسنينگ داري؟
-بله.
سورفينگم داري؟
-بله.
سورفينگ چي چيه؟
علي کله داري؟
سنگاش چي چيه؟
خاکاش چي چيه؟
پارک دولت داري؟
درختاي خشکش چي چيه؟
جونوراي بي فرهنگش چي چيه؟
عمو جکسي ريچادرز؟
-بله؟
ديگه چي چي داري؟
هيچي نداري؟
ما دل نداريم؟
ما روح نداريم؟
عمو جکسي ريچادرز؟
ما تنيس ميخوايم.
ما گلف ميخوايم.
-خوابشو ببينيد.
-فيلمشو ببينيد.
پَ لااقل اين کتابتو ويرايش کن که ما دلمون نگيره،اَه،باي!
*واي،اين عکسو تو تيني پيک آپلودکردم،الان پخش ميشه.يه دفه جکسي نبيندش فک کنه من قصدتخريب کتابشو داشتم؟!
من فقط خواستم يه چيزبامزه درست کنم.همين
بياموزمت کيمياي سعادت**زهم صحبت بد جدايي
این همه گفتن ها
4 بدو بدو عقب نمونی
2008-09-10 13:47:35
|