بت خاكستري

link2

link3

بازديد كنندگان:

5087

سياه، سفيد، خاکسترى

به وبلاگ سياه، سفيد، خاکسترى خوش آمديد

وفا

ديشب تا صبح بارون باريد
صبح حياطو شستم. تو باغچه ديدم يه مشت پر هست ، نگا كردم يه گنجشك نوك زرد كوچولو افتاده بود رو خاك.
بلند كردم، بدنش يخ بود. كارم كه تموم شد خاكش كردم زير كُنار تو باغچه !
بعد از ظهر ساعت طرفا 3 تو اتاق بودم.داشتم درس مى خوندم صدا مامانم از تو حياط بلند شد: " همشونو كشته! "
دويدم تو حياط! ديدم يه گنجشك نوك قهوه اى درشت تر ، افتاده همون جا تو حياط !
بدنش هنوز گرم بود. اما هر چى گرمش كردم تكون نخورد. مرده بود !

فكر مى كنم گنجشك ها ، با وفاتر از آدما باشن !
خيلى بيشتر...




بردم خاكش كردم تو قبر همون !


10/آذر/87***************

مهتاب

2008-11-30 16:23:28

پيام هاى ديگران


آي آدمها
آي آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانيد!
يکنفر در آب دارد مي سپارد جان.
يک نفر دارد که دست و پاي دائم‌ ميزند
روي اين درياي تند و تيره و سنگين که مي‌دانيد.

آن زمان که مست هستيد از خيال دست يابيدن به دشمن،
آن زمان که پيش خود بيهوده پنداريد
که گرفتستيد دست ناتواني را
تا توانايي بهتر را پديد آريد،
آن زمان که تنگ مي بنديد
برکمرهاتان کمربند،
در چه هنگامي بگويم من؟
يک نفر در آب دارد مي‌کند بيهوده جان قربان!

آي آدمها که بر ساحل بساط دلگشا داريد!
نان به سفره،جامه تان بر تن؛
يک نفر در آب مي‌خواند شما را.
موج سنگين را به دست خسته مي‌کوبد
باز مي‌دارد دهان با چشم از وحشت دريده
سايه‌هاتان را ز راه دور ديده
آب را بلعيده در گود کبود و هر زمان بيتابش افزون
مي‌کند زين آبها بيرون
گاه سر، گه پا.
آي آدمها!

او ز راه دور اين کهنه جهان را باز مي‌پايد،
ميزند فرياد و امّيد کمک دارد
آي آدمها که روي ساحل آرام در کار تماشائيد!
موج مي‌کوبد به روي ساحل خاموش
پخش مي‌گردد چنان مستي به جاي افتاده بس مدهوش
ميرود نعره زنان، وين بانگ باز از دور مي‌آيد:
«آي آدمها»…

و صداي باد هر دم دلگزاتر،
در صداي باد بانگ او رهاتر
از ميان آبهاي دور و نزديک
باز در گوش اين نداها:
آي آدمها….


26/آبان/87

مهتاب

2008-11-16 12:59:59