29330

سلام
سلام اميدوارم حاله همه خوب باشه دلمون براي همه تنگ شده بود گفتيم سلامي کنيم

شاد باشيد
boombe_atom@yahoo.com
2008-11-30 11:03:20
نظر بدين اين روز ها حس و حال هيچ کاري را ندارم !

اين روز ها حس و حال هيچ کاري را ندارم

ساعت ها روي صندلي لم مي دهم و به ديوار زل مي زنم

سعي مي کنم به هيچ چيز فکر نکنم

بدم مي آيد از اين حال خودم

نمي دانم من به روزگار گير داده ام يا روزگار به من

چند روزي به علت ارزيابي خودم تعطيل !

البته بازم دانشگاه شروع شد ما هم رفتيم ديار غربت


boombe_atom@yahoo.com
2008-10-04 14:44:49
نظر بدين 9 يادداشت
پول



با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه،

رختخواب خريد ولي خواب نه،ساعت خريد ولي زمان نه،

مي توان مقام خريد ولي احترام نه،مي توان کتاب خريد ولي دانش نه،

دارو خريد ولي سلامتي نه، خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره ،

مي توان قلب خريد، ولي عشق را نه

آهنگ وبلاگ عوض شد

به قسمت پايين وبلاگ مراجعه کنيد

ميتوانيد به چت رم هاي فارسي متصل شويد

boombe_atom@yahoo.com
2008-09-29 23:47:29
نظر بدين 9 يادداشت
مي خواهم فاحشه بشوم...انشاء دختر ده ساله...


لطف کنيد مطلب رو کامل بخونيد از روي عنوان کامنت نديد

مسلما اين موضوع انشاء براي هزارمين بار – اگر نه بيشتر – تکرار شده ،
فقط براي اينکه تغييري ايجاد بشود موضوع را اين جوري پاي تخته نوشتم
" مي خواهيد در آينده چه کاره بشويد . الگوي شما چه کسي است ؟
" و برايشان توضيح دادم الگو يعني اينکه چه کسي باعث شده شما
تصميم بگيريد اين شغل را انتخاب کنيد .
انشاء ها هم تقريبا همان هايي هستند که هزار ها بار تکرار شده اند
با اين تفاوت که چند تا شغل جديد به آن ها اضافه شده
" مهندس هوا و فضا " ، " پدرم مي گويد الان ام وي ام بهترين رشته ي
دنيا است و خيلي پول دارد – منظورش MBA است " "
دوست دارم مهندسي اتم بخوانم ولي پدرم دوست ندارد
مي گويد اگر آشپزي بخوانم بيشتر به دردم مي خورد " و ... .
ولي اعتراف مي کنم از همه تکان دهنده تر اين يکي است
" مي خواهم فاحشه بشوم " شايد اولين باراست
که يک دختر بچه ده ساله چنين شغلي را انتخاب کرده .
" خوب نمي دانم که فاحشه ها چه کار مي کنند ...
( معلومه که نمي داني ) ولي به نظرم شغل خوبي است .
خانم همسايه ما فاحشه است .اين را مامان گفت .
تا پارسال دلم مي خواست مثل مادرم پرستار بشوم .
پدرم هميشه مخالف است . حتي مامان هم ديگر کار نمي کند.
من هم پشيمان شدم .
شايد اگر مامان هم مثل خانم همسايه بشود بهتر باشد
او هميشه مرتب است . ناخن هايش لاک دارند
و هميشه لباس هاي قشنگ مي پوشد .
ولي مامان هميشه معمولي است .
مامان خانم همسايه را دوست ندارد .
بابا هم پيش مامان مي گويد خانم خوبي نيست .
ولي يک بار که از مدرسه بر مي گشتم بابا از خانه آن خانم بيرون آمد
گفت ازش سوال کاري داشته . باباي من ساختمان مي سازد .
مهندس است . ازش پرسيدم يعني فاحشه ها هم کارشان
شبيه مهندس هاي ساختمان است ؟
خانم همسايه هنوز دم در بود . فقط کله اش را مي ديدم .
بابا يکي زد در گوشم ولي جوابم را نداد . من که نفهميدم چرا کتکم زد
بعد من را فرستاد تو و در را بست .
من براي اين دوست دارم فاحشه بشوم چون فکر مي کنم
آدم هاي مهمي هستند .
مامان هميشه مي گويد که مردها به زن ها احترام نمي گذراند .
ولي مرد ها هميشه به خانم همسايه احترام مي گذارند
مثلا همين باباي من . زن ها هم هميشه با تعجب نگاهش مي کنند
شايد حسودي شان مي شود چون مامانم مي گويد
زنها خيلي به هم حسودي مي کنند .
خانم همسايه خيلي آدم مهمي است .
آدم هاي زيادي به خانه اش مي آيند . همه شان مرد هستند .
براي من خيلي عجيب است که يک زن رئيس اين همه مرد باشد .
بعضي هايشان چند بار مي آيند .
بعضي وقت ها هم اين قدر سرش شلوغ است
که جلسه هايش را آخر شب ها تو خانه اش برگزار مي کند .
همکار هايش اينقدر دوستش دارند که برايش تولد گرفتند .
من پشت در بودم که يکي از آنها بهش گفت تولدت مبارک .
بابا مي خواست من را ببرد پارک ،
بهش گفتم امروز تولد خانم همسايه است . گفت مي داند .
آن روز من تصميم گرفتم فاحشه بشوم
چون بابا تولد مامان را هيچ وقت يادش نمي ماند .
تازه خانم همسايه خيلي پول در مي آورد .
زود زود ماشين هايش را عوض مي کند .
فکر کنم چند تا هم راننده داشته باشد که مي آيند دنبالش
اين ور و آن ور مي برند .
من هنوز با مامان و بابا راجع به اين موضوع صحبت نکردم .
اميدوارم بابا مثل کار مامان با کار من هم مخالفت نکند

boombe_atom@yahoo.com
2008-09-23 18:39:00
نظر بدين 13 يادداشت
تسليت.........



نه خدا توانمش گفت نه بشر توانمش خواند متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را



شهادت اميرالمومنين علي(ع) بر تمامي دوستداران آن حضرت تسليت باد.


boombe_atom@yahoo.com
2008-09-21 04:16:05
نظر بدين 5 يادداشت

...::: گروه طراحان صفحه اکوا سافت وار :::...

Powered By: Reza-Soft