شُرت مارلون براندو ؛ وام مسکن من!
پارسال جايي خونده بودم: يه خانوم به شدت محترم 14000دلار(تقريباً معادل يک وام خريد خانه!) بابت سوتيني که Marilyn Monroe توي فيلم "بعضي ها داغشو ميخوان" پوشيده بود، پرداخت کرده.
يکسال آزگاره دنبال شُرتي ام که مارلون براندو موقع بازي در "پدرخوانده" ميپوشيد. ميخوام رقمي پيشنهاد بدم که خودِ براندو از توي قبر برانگيخته شه و شخصاً بياد درِ خونمون! اينجوري لاقل ميدونم که با وامي که براي خريد مسکن گرفتم يه کاري کردم . . .
2008-08-12 06:12:51
نظر 19 انگاره
Susan Sarandon, Elizabethtown-2005
بامزه بودن وقت گيره ؛ استخراج شادي از زندگي وقت زيادي ميگيره
2008-08-02 04:38:36
نظر 21 انگاره
شب نوردي
شب / سکوت / insomnia / خونه خالي / درهم ريختگي / لباس هاي گربه شو شده / کتاب / مطالعه / محسن نامجو / قهوه / اينترنت شبانه / قطعي برق / فحش آبدار / جيرجيرک / تاريکي / عرياني / تبرّج / وَهم / تجَرّد / کن داليزا رايس / Exorcism / صبح
2008-07-30 06:41:46
نظر 3 انگاره
زنان
Women play with their beauty as children do with their knives. They wound themselves with it
زنان با زيبايي خود بازي ميكنند به مثابه بچه ها كه با اجسام تيز بازي ميكنند. ممكن است بدينوسيله خود را مجروح كنند( ويکتور هوگو – بينوايان)
It is the plain women who know about love; the beautiful women are too busy being fascinating
زنان معمولي ان که از عشق چيزايي ميدونن ؛ زنان زيبا مشغول تر از اين حرفان که بخوان دلربايي کنن!! (كاترين هربرن)
In revenge and in love woman is more barbaric than man is
در عشق و انتقام ، زن ، وحشي تر از مرد است.(فردريش نيچه )
2008-07-11 09:52:34
نظر 12 انگاره
ليلة الرغائب
بار خدايا !
نيک ميدانم که چه ناگهاني خواهم مرد ، ولي ؛
به ازرائيلت بسپار بهنگام عرض اندام در جلوي حقير، نفسي امان دهد تا حريصانه فرياد برآرم که:
" هنوزآرزوهايي دارم براي بر باد رفتن . . . "
2008-07-11 03:25:21
نظر 1 انگاره
تابو
موندني نبود .
خانوادش آهنگ سفر کرده بودن .
دخترک، شريک زندگي ش رو پيدا کرده بود و ميخواست پيش اون بمونه
ولي باباش اجازه نميداد.
پسر براي ساکت کردن دختر - که مدام بي تابي ميکرد - لب روي لباش گذاشت:
" ديگه هيچي نگو ، مسافر " !
پيوند لب ها به معني پيوند قلبها نبود
مساله فهم و زندگي بود
ميدونست که دختر رو براي "خودش" ميخواد ولي مطمئن نبود که خانواده اون رو براي "عمرش" ؛
خانواده اي که چندان پذيراي او نبود.
با خودش گفت: " به پاي دل بري، فاک فنا ميشي
به پاي عقل بري، حسرت به دل ميموني"
.
.
ولي پسر راه رو به چاه ترجيح داد
با سلامت عقل، دخترک شوريده رو - که به او پناه آورده بود - روانه خونه پدرش کرد ؛ چرا که معتقد بود:
" زنان را نبايد درک کرد ؛ فقط بايد دوست داشت"
از فرداي آ نروز، نه پسر سودايي به سر داشت و
نه دختر خرده حسابي با خدا !!
درک کردنش آسون نبود؛
اينکه شايد ،
عشق يعني نرسيدن . . .
2008-07-11 03:18:26
نظر 1 انگاره
Piss quote
“He who is afraid of every nettle should not piss in the grass”
(Thomas Fuller)
کسي که از گزنه ميترسد ، نبايد در علفزار بشاشد.
پس نوشت: ديدم نوشتن از پايين تنه توو وبلاگ هاي فارسي مد شده و انگار اين جور وبلاگهاخواننده بيشتري دارن گفتم از اين خيل عظيم عقب نمونم . . !!
2008-06-11 13:33:15
نظر 3 انگاره
جامعه
ديروزهوا چنان سرد بود كه گرگ ها گوسفندان را با پشمشان ميخوردند.
امروز، گرماي هوا ، گوسفندها را تبديل به گرگ كرده
هواي فردا بدجوري گرگ و ميش ا ست . . .
2008-05-25 16:57:17
نظر 7 انگاره
Harry Potter author J. K. Rowling, Time magazine, Dec 2008
No one in my family was a believer. But I was very drawn to faith, even while doubting. I certainly had this need for something that I wasn’t getting at home, so I was the one who went out looking for religion.
I did not set out to convert anyone to Christianity. I was not trying to do what C.S. Lewis did. It is perfectly possible to live a very moral life without a belief in God, and I think it is perfectly possible to live a life peppered with ill-doing and believe in God
هيچ كس در خانواده من ، آدم معتقدي نبود. اما من به دين كشش داشتم ، حتي مواقع ترديد. بواقع ، نياز به چيزي را احساس ميكردم كه در خانه نمي يافتم ؛ بنابراين اولين كسي بودم كه در جستجوي مذهب، خانه را ترك كردم.
رهسپار نشدم تا كسي را به آيين مسيحيت درآورم. كاري كه "لوئيس" انجام داد.مبرهن است كه ميشود بدون اعتقاد به خدا ، زندگيِ اخلاقي و معنوي داشت ؛ همچنين ميشود در عين اعتقاد به خدا، زندگي را به اعمال كجدار و مريض در آميخت!
2008-05-23 16:26:01
نظر 6 انگاره
رنگ مرگ
دوست دارم مثل پدربزرگم بميرم؛
با آرامش و در حالت خواب
نه مثل مسافرهاي توي ماشينش
با آشفتگي و داد و فرياد!
2008-05-21 14:20:33
نظر 2 انگاره
دندان عقل
برتراند راسل ميگه: " ارسطو عقيده داشت تعداد دندان هاي زن كمتر از دندان هاي مرد است . او دوبار ازدواج كرد اما هيچگاه به صرافت نيفتاد كه صحت نظر خود را با شمردن دندان زن هايش به اثبات برساند."
ـ به صرافت که نيفتاد هيچ ، جرات هم نکرد!
ـ شايد جرات هم کرده و شمرده ولي دندون عقل نديده!!
محض اطلاع، آخرين دستاوردهاي علمي ميگه که دندون عقل مايه دردسره و ندارندگان اين دندان خوش به حال ترند؛
2008-05-17 23:41:24
نظر 4 انگاره
كازابلانكا-1942
Rick: And remember, this gun is pointed right at your heart
Captain Renault: That is my least vulnerable spot
ريك : يادت باشه ! اين اسلحه به قلب تو نشانه گرفته شده
كاپيتان رنالت: به كم آسيب پذيرترين نقطه بدنم!
2008-05-13 20:05:56
نظر 1 انگاره
دوستان معتاد
اخيرا با دو تا معتاد رفيق شدم!
يه شب با متلک به يکيشون گفتم: اين روزا هر عمله اي رو ميبيني چند تا داف برا خودش جور کرده و باهاشون صفا ميکنه ؛ من خاک بر سر هم يه مشت فسيل دور خودم جمع کردم . . نگاه کن تو رو خدا
جواب داد : حقته ! نه دزدي ميکني ، نه خيزي ميکني ، نه ترياک ميکشي ؛ اصلا انگار جزو اين ملت نيستي!!!
از جوابش خوشم اومد. قراره افتخاري براشون يه منقل چاق کنم ! به کسي نگيد ها ...
2008-05-10 18:03:00
نظر 4 انگاره
جمله سازي . . . فرهنگ سازي !
در پست هاي قبل از کاريکلماتور و بازي با کلمات توشتم. حالا تصور کنيد انسانهايي رو که براحتيِ بازي با کلمات با هم معاشرت ميکنن. مثلا فرض کنيد به يه عده دختر teenager بگن که با سه کلمه من ، مادر، دوست پسر جمله بسازن. فکر ميکنيد بچه ها ، توي فرهنگ هاي مختلف چه جملاتي از آب در بيارن؟ به جملات زير که طبق يه Ranking خاص نوشته شدن دقت کنيد. خداييش هر کدومش ميتونه مصداق يه نوع فرهنگ درهمين شهرهاي مملکت گل و بلبل خودمون باشه :
_اگر من دوست پسر داشته باشم، مادرم مرا ميکشد.
_مادر من ، مرا از داشتن دوست پسر نهي ميکند.
_مادر من از دوست پسر من براي درهم رفتن سگرمه هايش استفاده ميکند!
_مادر من از گستاخي هاي دوست پسر من خوشش نمي آيد.
_مادرم، من را از ديربه خانه آمدن نهي ميکند مگر اينکه با دوست پسرم باشم!
_مادرم، براي خريد کادويي براي تولد من با دوست پسرم به خيابان رفت . . .
خب! ترتيب اين جملات وضعيت آموزشي و فرهنگي متفاوتي رو در هر مکان نشون ميده و دورنمايي از عقايد و آداب جوامعي رو نمايان ميکنه که اين بچه ها درش زندگي ميکنن. حالا به اولين مطالب کتاب هاي درسي ابتدايي کشورهاي مختلف دقت کنين:
ژاپن: من مادرم را دوست دارم.
اسراييل : من با دشمن ميجنگم.
امريکا: من بازي مي کنم.
انگليس: من ميدوم.
. . .
ايران: بابا آب داد!!!!
در تمام کشورها استقلال ، حرکت، قائم به خود بودن جار ميزنه. توي کشور ما هم قراره بابا يه تيکه آب يا نون بده! بقول دکتر انوشه ميخوام نده!
ميگن : مملکتي که بخواد آباد بشه بايد از آموزش و پرورش شروع کنه.
ميگم: مملکتي که داره نابود ميشه اول آموزش و پرورشش نابود ميشه!
پ ن1:معلم عزيزم؛ از اينکه کتابي رو که درس ميدي مال شونصد سال پيشه شرمنده! روز(ي)ت به روز باد!
پ ن2: A great civilization is not conquered from without until it is destroyed from within
2008-05-03 01:23:33
نظر 5 انگاره
show-off madness
خيلي زوره آدم کُلي به پر و پاچه ش رنگ و لعاب زده باشه، شلوار کوتاه پوشيده باشه، لاک سفيد به ناخن پاهاش زده باشه، كلي به دلش صابون زده باشه كه تو خيابون که راه ميره پسراي مردم رو حالي به حالي كنه، بعد يهو طوفان و گردوخاک و بارون و زمين و آسمون دست بدست هم بدن، pee pee کنن به کل هيکلش ...
پ ن: بشدت، تاسيس يک شبکه erotic tv وطني رو براي خودنمايي عده اي ضروري ميدانم
2008-05-02 01:45:05
نظر 1 انگاره
استدلال
جف: چرا بايد يه مرد توو يه شب ِ باروني با يه ساك سه بار از آپارتمانش بزنه بيرون و سه بار هم برگرده ؟
ليزا: خب حتما از طرز خوش آمد گويي زنش خوشش مياد . .
( از ديالوگ فيلم Rear Window - 1954 )
2008-04-20 12:18:32
نظر 3 انگاره
چارلي چاپلين
To truly laugh, you must be able to take your pain, and play with it
براي شادي واقعي بايد قادر باشي دَرد رو از خودت بگيري و باهاش بازي كني!
All I need to make a comedy is a park, a policeman and a pretty girl
تمام اونچه كه براي ساختن يك كمدي نياز دارم اينه : يه پارك ، يه پليس و يه دختر خوشگل!
I remain just one thing, and one thing only, and that is a clown. It places me on a far higher plane than any politician
براي هميشه يك دلقك باقي مي مانم. چرا كه ، جايگاه مرا از هر سياستمدار ديگري بالاتر نگه ميدارد.
2008-04-09 10:04:59
نظر 1 انگاره
مي ني ما ل
_ عزيزم يه گردنبند درست کردم ،خيلي بابتش زحمت کشيدم. مي خوام بدمش به تو. مي دوني، آخه من خيلي تو رو ...
_ راستي عليرضا نيكبخت رو ديدي چه گلي زد به كويت؟! يه استپ سينه محشر ، پشت بندش يه ضربه برگردون زير طاق جوري زد که اصلا من جا خوردم. . . چه شوتي! چه شوتي!
_ تو چه شوتي!
2008-03-28 19:20:46
نظر 4 انگاره
مهدي و جليل
مصراع نخست:من تو را مي بوسم
در مصرع بعد هم تو را مي بوسم
ايراد ندارد به كسي چه ، اصلا
شعر خودم است، من تو را مي بوسم
(جليل صفر بيگي)
در شعر خودت چرا مرا مي بوسي؟
اين مساله را تو مي كني ناموسي
"بابام" اگر بشنود اين ، كاري بكند
تا بانگ برآري از عقب مي سوزي!!
(مهدي 3232)
پ ن : با عرض پوزش از جناب صفر بيگي ، فقط خواستم مانيفست شاعري خودم رو بُروز بدم
2008-03-15 13:40:09
نظر 5 انگاره