درباره من

ارسال نامه

دوستان:

اسمارت

لينک 2

لينک 3

خانه

دزفول نت

آرشيو

بازديدکنندگان:

2222

حرف نو

اندر احوالات ديشب 2

بعد از يك پست تند و بد اخلاقانه ي ديروز ، لازم بود كه يك پست خوشمزه بگذارم . البته ديروز صبح بنده از دنده ي چپ بلند شده بودم !!

سال گذشته همين موقع پستي به عنوان " اندر احوالات ديشب " قرار داده بودم . امسال هم همين اتفاق تكرار مي شود :

به رسم هر شبِ نيمه ي شعبان ما هم از خانه بيرون زديم . چقدر خيابان ها شلوغ بود . آدم ياد خيابانهاي كشور چين مي افتاد .

ابتدا به خاطر ازدحام جمعيت در پياده رو ، آن هم بيشتر از جنس لطيف !‌ به اجبار از سواره رو رفتيم . اما حركات ناشيانه موتور سوارها و خودنمايانه ي اتومبيل ها باعث شد كه ماليدنِ جنس لطيف را به ماليده شدن توسط خودروها ترجيح دهيم !

در مسير صحنه هاي جالبي ديديم كه البته انتظارش را داشتيم . همينطور از زمين و آسمان مدل مي باريد . يعني اين همه تيكه در خيابان ؟ آن هم يكجا ؟ زمين تعجب كرده بود ؛ موتور سيكلت ها مخشان سوت مي كشيد و اسپند ها از كله شان دود درمي آمد .

آنجا بيشتر به مدلهاي موي پسران توجه مي كردم كه چقدر باحال است ! راستي مي گويم چه شد كه نامرتب بودن مو شد كلاس ؟؟

از كوچه اي گذشتيم كه آهنگ " حنا ... حنا " را گذاشته بودند . فكر كنم گمان كرده اند كه امشب حنا بندان است . گويا اطلاع رساني درستي نشده بود . لابد فردا هم عروسي مي گيرند .

به سالن كوثر رفتيم . جايي كه پارسال هم رفتيم . عين همان پارسال هم دختران از ذوق و شوق كه تا به حال نميدانستند اين همه پسر مجرد نيز وجود دارد ، هر چه شكلات داشتند به اين سمت پرده انداختند و به نوعي اظهار داشتند كه همه ي شكلاتهايمان براي شما !! اين كه سهل است اگر چاره بود خود را هم به شما مي انداختيم !!

مولودي خواني هم داشتيم . همه كف ميزدند . ما هم مي گفتيم : " شُلـِـه ... شُلـِه ... " . در آن زمان مولودي خوان رو به قسمت خواهرن كرد و گفت : " كِل ... كِل ... "

( كِل اسم نيست ، اصولاً يك واژه به آن معنا نيست، بلكه يك صوت است . "كِل زدن" اصولاً كنشي مربوط به جشن‌هاست (اگرچه گاه در عزاداري‌‌هاي سنتي برخي اقوام هم ديده مي‌شود) . در بيشتر مناطق لرستان، بختياري و خوزستان رايج است كه در مراسم عروسي و شادي كِل مي زنند )

ديگر ما هم آنرا دست گرفتيم و دم به دقيقه مي گفتيم : " كِل " و خلاصه تا صبح اين حركت را براي هم تعريف مي كرديم و مي خنديديم .

اينها را گفتم كه بگويم برداشتم از صحنه ها چيست .

گمانم همه مان به نحوي اين عيد را بهانه قرار داده بوديم كه يا شادي كنيم يا خودنمايي كنيم يا چشم چراني كنيم يا بزن و برقص راه بيندازيم يا ...

همه ي اينها حرف از عقده هايي مي زد كه مرا به فكر فرو برد كه جاي خالي كردن آنها كجاست ؟ چرا بايد به بهانه ي يك عيد مذهبي اين كارها را انجام دهيم ؟ مگر جاي ديگر ندارند يا مگر زمان ديگري ندارند ؟

مهمترين چيزي كه به فكرم مي رسد اين است كه چرا شادي مردم كم است ؟ يا چرا مردم براي شاد بودن به بهانه نياز دارند ؟ چرا خود بهانه ي شادي ديگران نمي شوند ؟

يا چرا ما يك روز مخصوص شادي نداريم ؟ نمي دانم روز خنده ... روز آشتي ... روز مهر و محبت ... روز آغوش كردن يكديگر ... يا حتي : روز گوجه پراني ... روز رنگ كردن يكديگر ... روز خيس كردن هم ...

كه البته زماني كه اين روزها را براي دوستم نام بردم گفت : اينها براي اروپا خوب است ؛ ايران فرهنگ و ظرفيت اين كارها را ندارد !!

____________________________________________________________

پ ن 1 : خيلي جالب است كه دو هزارمين بازديد كننده ي وبلاگت خودت باشي !!

پ ن 2 : دوست عزيز ترنج ( toranj يا turang ) اگر اسمي از قلم افتاد به اين خاطر بود كه حضور مداومي از آن نديده بودم . باور كن حافظه ام خيلي ضعيف است و بسيار نيازمند تكرار است تا لطف كند و چيزي را در خودش نگه بدارد .

11 يادداشت  نظرتون ؟

 2008-08-17 18:36:34

رضا

 

انتقاديه

بر و بچه ها اكثراً گمان مي كنن كه من به خاطر برتر شدنِ وبلاگم سر از پا نميشناسم و تو پوست خودم نمي گنجم در حالي كه اين عنوان خيلي برام خوشحال كننده نيست .

من مدتها پيش ميدونستم برتر ميشم ( جالبه بدونيد من موضوع اين پست رو مدتها پيش آماده داشتم ) اما نه به خاطر اينكه به مطلباي خودم مطمئن بودم بلكه به خاطر اين كه ...... آخه مگه چند تا وبلاگ تو دزفول نت باقي مونده ؟؟؟


به اين آمار توجه كنيد :

از دومين سال تاسيس وبلاگا شروع مي كنيم :

سال 2004 : 23 وبلاگ برتر ... 7 وبلاگ هم نوشته هاشون به مراتب كم ولي از نظر زيبايي و محتوا با ارزش بوده ... 9 وبلاگ نويس هم قالب طراحي كردن .

سال 2005 و 2006 : 15 وبلاگ برتر

سال 2007 : 10 وبلاگ برتر

سال 2008 : 5 وبلاگ برتر


من اين محيط رو اونقدر بالا نميدونم كه برتر شدن توش برام با ارزش باشه . اينجا رقابتي نبود اصلاً . نميخوام نمك بخورم و نمكدون بشكنم .

اين مجموعه خيلي با ارزشه . تمام دوستام كه از شهراي ديگه هستن و با اينجا آشنا ميشن يه خوش به حالتون بهم ميگن . همه كه تو شهراشون از اين چيزا ندارن .

اين يه نعمته كه ما تو شهرمون يه همچين مكاني وجود داره . بايد از باني اين كار تشكر كنيم اما ...


اما منم مثل خيليا دوست دارم مطالبم رو براي رقابت با بقيه بكار ببرم . دوست دارم يه چند نفر باشن بيان اينجا و نقد حسابي كنن . اعتقاداتمو بكوبن ؛ از ضعيف بودن نگارشم حرف بزنن و البته گاهي وقتا نكات مثبتم رو بگن و تشويقم كنن .

منم دوست دارم وقتي ميام تو اين محيط يه گروهي باشيم كه به دانسته هاي هم اضافه كنيم و تجربه هامونو در اختيارشون بذاريم و خلاصه دست هم رو بگيريم و همديگه رو بالا بياريم . و دوست دارم خيلي چيزاي ديگه رو .

اينجا نيومدم گرل فرند پيدا كنم يا حتي براي گرل فرندم لاو بتركونم . نيومدم صرفاً متني بنويسم كه خودم و عقده هامو خالي كنم . نيومدم تبليغ كنم . نيومدم كلاس بذارم و ....

من نوشتن و نويسندگي رو يه هنر ميدونم . وبلاگ نويسي واقعاً يه هنره و وبلاگ نويس هنرمند .

جاهاي زيادي واسه پرداختن به اين هنر هست . ولي من اونجاها نرفتم . من نرفتم بلاگفا ؛ نرفتم پرشين بلاگ و پارسي بلاگ و ميهن بلاگ و ....

دوست داشتم اينجا رو بسازيم . من كلاً ترجيح ميدم تو زادگاهم فعاليت كنم تا جاهايي با وسعت بيشتر و با امكاناتي بالاتر !! ( مگر اينكه ازش قطع اميد كنم )


ببينم اون زماني كه دزفول نت تاسيس شد چند تا از اين سيستماي وبلاگي تو ايران بود ؟؟

چرا اونا پيشرفت كردن و دزفول نت عقب موند ؟

امكانات نبود ؟ ضعف مديريت بود ؟ بچه هاي دز يكجا نميتونن فعاليت كنن و با هم نميسازن ؟

آخه يكي جواب بده كدومشون ؟؟؟

گاهي وقتا مطالب آرشيو قديميا رو ميخونم . وبلاگاي زيادي ميبينم ، همينطور فعاليت هاي زيادي مي بينم . بين اونا متناي قوي زياد ميبينم اما نميدونم چي شد كه نسلشون منقرض شد .

آيا مسئولين دزفول نت متوجه اين مسائل هستند ؟ آيا كاري واسه درست شدنش كردن ؟ اصلاً براش راه حل دارن ؟

_______________________________________

پس نوشت : اينايي رو كه نوشتم منظورم اين نبود كه وبلاگاي حال حاضر نوشته هاي خوبي ندارن ( اصلاً !!) . منظورم تعداد كم وبلاگا و كم شدن فعاليتاي وبلاگيه . وگرنه من نوشته هاي وبلاگايي كه برتر شدن و چند تا وبلاگ ديگه رو خيلي دوست دارم .

در ضمن عيد نيمه شعبان رو هم تبريك ميگم به همه ، ايشاالله پست بعد راجبش مينويسم .

11 يادداشت  نظرتون ؟

 2008-08-16 16:05:58

رضا

 

اندر احوال وباليگ دزفول نت

در اين پست نميخوام نوشته هاي كسي رو تحليل كنم فقط ميخوام برداشتم از اسم وبلاگاتون رو بنويسم .


mehdi_f : خب مهدي كه مهدي ولي f ؟؟؟ مسلماً منظورش حرف دوم فاميلش نبوده . اگه دختر بود مي گفتم جنسيتش رو مشخص كرده . شايد دنبال f مي گرده ?!!؟?


bikaran : مدتها فكر ميكردم عده اي بيكار متصدي اين بلاگ هستن كه بعد از ديدن وب متوجه شدم منظور بي كرانه نه بيكاران !!


logolight , adel , newstar , lionheart : يه سري وبلاگ شبيه هم كه عمدتاً همشون رو با هم قاطي مي كنم !!

البته اسمهاشون يه پختگي رو نشون ميده كه فكر كنم به خاطر سنشون باشه . ( به خصوص نيواستار ! چون وبش اصلاً يه چيز ديگس . اي وبلاگ نويس ، اي دزفول نت ، اصلاً خود اينترنت !! تو نبودي نت به چكارمان مي آمد ( خواستم پاچه خواري را به غايت برسانم ) )


angel , angelena , angela , angelina , ... : من خودمم متوجه نشدم كدوم به كدومه يعني حتي نميدونم اسمشون رو درست نوشتم يا نه . اصلاً كدوماشون وجود دارن ! اما ظاهراً همشون از انسانيت قطع اميد كردند و به جرگه ي فرشته ها پيوستند .


3 تا دختر خاله و خواهر داريم : single , ardent , blossom . عشق كلمات انگليسي داشتن و چون كلماتشون خيلي معمول نيستن احتمال ميدم از ديكشنري فارسي به انگليسي استفاده كردن مگر اينكه شانسي به اين كلمات بر بخورن يا اينكه كل ديكشنري رو گشتن ؟؟؟

البته سينگل نسبت به دو تاي ديگه هنوز كلمه ي پر استفاده تريه اما مناسبت نداره . بهتر بود از واژه ي alone استفاده مي كرد ( اگر كسي نگرفته باشتش ) .
(حال داييتان كه خوب است ان شاءالله ؟ خيلي ارادت داريم خدمتشان )

setayesh , worship : دختر دايي-دختر عمه . جالب اينجاست كه اين دو اسم يك معني دارن ! كه احتمالاً ورشيپ به خاطر شخصيت و نوع مطالعش از واژه ي لاتين استفاده كرده .


چند تا شخصيت كارتوني هم داريم : memol , magmag . البته شخصيتي جدي دارن . اما خيلي از اين اسم ها نمي شه برداشت خاصي داشت همونطور كه از متناشون ... ( حذف به قرينه لفظي ) .

به اين ترتيب نويسنده پيش بيني ميكنه كه احتمال قريب به يقين يا يوگي و دوستاني هم وجود داشته يا در آينده وجود خواهد تواند داشت است !!


donya68 : مسلماً اسم و تاريخ تولد وي است . نشان دهنده ي علاقه او به اسمش مي باشد . البته خود در وبلاگ ، بسيار از پستي و حقير بودن دنيا سخن ها رانده است .


szr : مخفف اسم يا اسم مستعارشه . البته اينجا سه تا مجهول داريم كه همونطور كه شماها بهتر ميدونيد حداقل بايد سه معادله داشته باشيم تا اين سه مجهول رو بدست بياريم . حالا كه يه معادله كه وبلاگش باشه بيشتر نداريم پس چطور انتظار داري بگم ؟ منتظري هنوز ؟ برو سر اسم بعدي .


goleyakh2 : اولاً مگه گل يخ 1 هم داريم ؟ دُيماً مگه يخ گل داره ؟ سوماً اين اسم خيلي كم مُسمّاست ! ( عمراً همچين تركيبي رو جايي ديده باشي )


mehran_67 : مهراني ( اسميه كه هميشه مريم بهش ميگه ( مريم كيه ؟ نيدونم ) واسه همين گفتم ) . توضيح اينكه ايشون بلدن پشتك بزنن تو آب .


mehdi3232 : مهدي - 32 ساله . اگر 2 بار 32 رو نوشته به معناي تاكيد بوده نه چيز ديگه اي ( اصولاً همه ي مسائل كه پيچيده نيستن )


seemorgh : مگه simorgh رو گرفته بودن ؟ شايدم كلمه انگليسي باشه به معناي "ببين مرغ رو !!" خب اينجا ديگه تخصصي ميشه بايد به نفر قبلي مراجعه كنيد!


naghmeh : صدي نود و پنج اسم واقعيش نيست . تو دز نغمه نديدم ولي تو شهراي بالا هست مثل نغمه اديب .


mohsenkh : محسن كا اچ نخونيد بل بخونيد محسن خ . چون هم كلاسيم بيده چيزي نميگم فردا شر نشه سر دستمون . شوخي بيد !!


دو تا وبلاگ حذفيده كه يه زماني با اسم وبلاگشون سر ميزدند :

littlneda : ندا كوچولو ديگه . اگه كوچولو نبود كه تو اسمش غلط املايي نداشت ( نه مهدي 3232 ؟ )


elijoon : بچه سنگين و با حيا كه اسمشو كامل ننوشته . بچه مغرور و خود تحويل گير كه از پسوند جون استفاده كرده . لازم به توضيحه كه خودش فكر نميكرد كه اسم واقعيش هنوز قشنگ تر از اسميه كه هركس اولين بار با ديدن اسم وب به اون فكر مي كنه .

و اما ادامه ....

spirit : تا حالا جن و انس و فرشته اينجا ميومدن اما چنديست كه يك روح ( نميدونم سرگردونه يا نه ) به اينجا سر ميزنه . اميدوارم روح خوبي باشه ( ما ارادت داريم ) .


titan_ba : تيتان با چي ؟ طلا ؟ نقره ؟

نا مشخص ترين وبلاگ از نظر نامگذاريست در حالي كه از لحاظ مطالب و به روز كردن ِ وبلاگ نيز به همين مشخصه منتسب مي باشند .

دائم در حال آپ كردن است ! اگر اسم او را در ليست به روز شده ها نبينم تعجب خواهم كرد هرچند تنها در اين صورت است كه متوجه آپ شدنش ميشوي وگرنه اگر وبلاگ را مستقيماً باز كني اصلاً متوجه تغييراتي نخواهي شد .

_________________________________________________________

پي نوشت 1 : همه اش سليقه اي بود . ايرادي نگيريد ، دلخور هم نشويد .

پي نوشت 2 : براي اينكه عاقبت خياط هم به كوزه بيفتد شما هم اگر خواستيد با سليقه تان اسم وب مرا تشريح كنيد . ( البته به اين دليل مي گويم تا اگر دلخور شده ايد يك تفسيري بكنيد حال گيرانه ! تا آن به اين در باشد )

17 يادداشت  نظرتون ؟

 2008-08-10 01:40:38

رضا

 

از دور خوش است *

گاهي با خودم فكر مي كنم كه چرا ميگن هر گردي كه گردو نيست ، در حاليكه بخوايم دقيق نگاه كنيم اصلاً گردوها گرد نيستن .

اگه خوب روي گردو زوم كني ميبيني چقدر با گرد بودن فاصله داره . به نظرم درستش اينه كه بگيم هيچ گردويي گرد نيست!

درست عين زمين كه با اين همه پستي و بلنديش ، از بالا كه نگاه كني عجب گردالي خوشكل و خوشمزه ايه .

آره خب از دور كه نگاه كني خيلي از جزييات رو نمي بيني .

زندگي هاي زيادي رو ديدم كه گمان ميكردم خيلي جالب باشن اما وقتي بيشتر بهشون نزديك شدم ديدم خيلي مصائب و دردسر توشون هست . و چقدر اون موقع به زندگي خودم اميدوارتر شدم .

همه آدما بطور كلي مشكلات زيادي دارن ؛ اين ماييم كه از دور نيگا مي كنيم و فكر مي كنيم زندگي قشنگي دارن و خوش ميگذرونن ؛ در حالي كه يادمون ميره هيچ گردويي گرد نيست !!

____________________________________________________

پ ن 1: براي اطمينان حاصل كردن از حرفهايم سري به خانه همسايه ي خود بزنيد . با ظرافت تمام جستجو كنيد و مرغ همسايه را پيدا كنيد . خوب دقت كنيد ببينيد آيا قاز است ؟

پ ن 2: آقايون و خانمها ظرفيت داشته باشيد !! تا يه خوشتيپ مي بينيد زودي حسرت نخوريد . يه ماشاالله بگيد تا بنده خدا چشم نخوره .

نمي گيد سه روز همين بنده خدا رو از كار و زندگي انداختيد ؟


پ ن 3: تو اين تابستون چه موقع مريضي و سرما خوردنه آخه ؟

(ربط دادن پ ن 2 و 3 به عهده ي خواننده ي گراميست . لازم به ذكر است كسي آن را به خود نگيرد زيرا تقصير عوامل ِغيردزفول نتي است )


* به نظر موضوع اين پست بي شباهت به يك سوال جدولي نباشد . پاسخ آن 7 حرفي است .

7 يادداشت  نظرتون ؟

 2008-08-05 16:30:35

رضا