|
|
![]() |
| ||
![]() |
|
|
![]() | |
|
| ||||
|
| ||||
|
|
![]() |
|
|
بازويم را بالش سر مي کنم؛ احساس مي کنم که د 2010-06-27 19:32:22 بازويم را بالش سر مي کنم؛ احساس مي کنم که د دوست عزيزم خوشحالم که دوباره به وبلاگت سر زدم اميدوارم بار آخري نباشه که به وبلاگم سر مي زني arbab 2008-10-13 16:16:39 بازويم را بالش سر مي کنم؛ احساس مي کنم که د چهار خط نوشتم، دوتا غلط نوشتاري توش داد ميزنه! تصحيح ميکنم: مثلا من هروقت سرم رو ميذاشتم روي بازم احساس مسکردم خيلي خوابم مياد ديگه!!! مثلا من هروقت سرم رو ميذاشتم روي بازوم احساس ميکردم خيلي خوابم مياد ديگه!!! 2008-10-13 11:06:04 بازويم را بالش سر مي کنم؛ احساس مي کنم که د منم هرموقع سر کلاس خوابم ميومد بازوم رو بالش سرم مي کردم! ولي دلداده خويش نبودم! خوب احساسات يه خورده متفاوت هستن! ![]() مثلا من هروقت سرم رو ميذاشتم روي بازم احساس مسکردم خيلي خوابم مياد ديگه!!! يا علي 2008-10-13 11:00:55 بازويم را بالش سر مي کنم؛ احساس مي کنم که د آفرين adel 2008-10-12 23:43:00 |
||
|
|
![]() |
|
