روشـن تــر از ستــاره






خانه

آرشيو

پست الکترونيک

لينکها

تعداد بينندگان

12150

بيچاره دخترك؛ بيچاره من!




دخترك را بارها ديده بودم. در جاهاي مختلف، در زمان‌هاي متفاوت؛ و هر بار انگار

اولين بار ديدن است؛ و هر بار همان فكرها،همان ذكرها،همان بغض‌ها و

جيغ‌هايي كه از شرم حضور ديگران قورت داده مي‌شوند.

با ديدنش دلم مي‌ريزد، قلبم مي‌سوزد و چيزي راه گلويم را مي‌بندد.

نمي‌گويم به زيبايي او دختري نديده‌ام، كه ديده‌ام. حتي زيباتر از او ديده‌ام. اما

هيچكدام نمي‌توانند جاي او باشند و همچنان زيبا بنظر آيند.

چهره‌‌اش مدام در پيش چمشانم است. حركاتش را مدام زير نظر دارم. چه در

صبح‌ها و عصرهايي كه كنار ميدان شهر مي‌نشيند و بساط فال و ترازويش را پهن

مي‌كند و به رهگذران نگاه مي‌كند و چه در شب‌هايي كه در مكانهاي تفريحي

شهر مي‌چرخد و خوشي مردم شهرش را تماشا مي‌كند.

با ديدنش اولين فكري كه به ذهنم مي‌رسد اين است كه، كاش توانش را داشتم

و همين الان دستش را مي‌گرفتم و با خود مي‌آوردم و از اين آوارگي نجاتش

مي‌دادم.

دختر و پسري عاشق كه به نظر از مرفهين بي‌درداند، سراغش مي‌آيند و انگار

مي‌خواهند عشقشان را به رخ دخترك بكشند. و او در چشمانشان زل مي‌زند و

لبخند مي‌زند. پسر عاشق از او فال مي‌خواهد و دخترك پرنده را از قفس بيرون

مي‌آورد و مي‌گويد نيت كن و پسر عاشق به معشوقش نگاه مي‌كند و مي‌گويد

نيت من كه معلوم است. بعد از كلي جلافت و خنده‌هاي مضحك كه مثل پتك

برسر من كوبيده مي‌شود راهشان را مي‌كشند و مي‌روند.

هيچ وقت جرات خريدن يك فال از او را نداشته‌ام. انگار از رو در رو شدن با او

خجالت مي‌كشم. انگار از او واهمه دارم.

به سرنوشتش فكر مي‌كنم. به اين فكر مي‌كنم كه آيا سنش به وقت مدرسه

رفتن رسيده؟ اصلاً مي‌داند مدرسه چيست؟ و هزاران فكر و خيال ديگر.

هميشه در اطرافش جستجو مي‌كنم شايد اثري از اربابش يا كس و كارش پيدا

كنم.هميشه فكر مي‌كردم با ديدن اربابش به او مي‌گويم كه خيلي پستي.

ديروز دختري سن و سال دار تر از او آنطرف‌تر نشسته بود و بساطي پهن كرده

بود و با خود فكر كردم رقيب هم پيدا كرده. اما ديدم با او حرف مي‌زند و مي‌خندد.

فهميدم آشنا هستند.

به خودم جرات دادم كه يك فال از او بخرم.نزديك تر رفتم. انگار دخترها با كسي

ديگر صحبت مي‌كردند. با نگاه جستجو كردم. مردي خمار آنطرف تر برسرشان داد

مي‌زد كه: جمع كنيد، بايد برويم. و دختر بزرگتر به او فحش مي‌داد و بعد

مي‌خنديد. دلم ريخت. با ديدن مرد پاهايم سست شد.زبانم بند آمد.پا پس

كشيدم و برگشتم.

از ديشب حالم خراب است. ديشب تا نصفه‌هاي شب گريه كردم و گاه به خودم و

اين دلم ناسزا مي‌گفتم. مرده‌شور اين دل من را ببرد. چرا مثل مردم ديگر ياد

نمي‌گيري پوست كلفتي را؟ مثل همانهايي كه بي‌تفاوت از كنار همان دختر رد

مي‌شود و حتي نگاهي به ‌آن نمي‌اندازند، چه برسد به اينكه برايش دل بسوزانند.


كاش مسؤلين مملكت بجاي گذاشتن گشت،براي مبارزه با بي حجابي، به فكر

سر و سامان دادن اين بچه‌ها بودند.

گاهي فكر مي‌كنم كشورم مانند كودكي‌شده كه پدر، مادرش براي رسيدگي به

خوش‌گذاراني‌هاي خود، او را به حال خود رها كرده‌اند.




پي نوشت: مي‌دانم بدتر از اين نيز وجود دارد.شايد بخشي از حال خرابم براي

همين باشد.





مهرتان پايدار
2010-06-30 14:51:25
نظر بدين
2 يادداشت





ماده، تبصره‌ي ذهن



1- فيلم هم فيلم‌هاي قديم.

تو فيلم هاي ايراني يارو مي‌ره از سوپرماركت نون سنگك داغ!!! مي‌خره!

تو فيلم‌هاي ايراني يارو از سالهاي دور بصورت حرفه‌اي سيگار مي‌كشيده، حالا

مي‌گه مي‌خوام اعضاي بدنم مثل *ريه*، قلب و كليه‌هامو اهدا كنم.

بنده خدا ريه‌ي سالمي واسه خودت گذاشتي؟

حالا بماند كه هفته آخر به سرش زد سيگار رو ترك كرد و ورزش كرد. و بماند كه

آخر اعدامش كردن و اعضاش اهدا نشد.


2- بعد اين چيزا اساساً نيازي به آموزش نداره. يكمي فكر مي‌خواد كه انگار

بعضي‌ها ندارن.


3- تا حالا مهمونايي رو ديديد كه بخوان صاحب خونه‌ رو از خونه بيرون كنن؟

من ديدم. اونها هم يجورايي از هم دسته‌اي‌هاي بند 2 بودن. بيچاره صاحب‌خونه.


4- اين گروه رستاك رو هم دوست دارم.اما چه كنيم كه شهر ما زير خط فقره،

هنوز نتونستم كارشون رو پيدا كنم.


5- احساس مي‌كنم حس درس خوندن در من خشكيده شده. نم اچه.


6- جل الخالق.

خواستم كانكت شم، بعد بوق خورد، بعد يه آقايي گفت: بله!!!!!!!!!!

شماره هم درسته بود.




مهرتان پايدار
2010-06-06 10:52:14
نظر بدين
2 يادداشت





تفريحات سالم!!



براي سرگرمي مي‌رم اينجا و مي‌دم اصطلاحات و ضرب المثل‌هاي فارسي رو به

انگليسي ترجمه كنه.

گاهي خنده‌دار مي‌شه. مثل ِ:

آردها مونو بيختيم، الک‌ها مونو آويختيم

Rdha Bykhtym Mono, Mono Alkha Vykhtym

از هول هليم افتاد توي ديگ

Hole helium fell from my pot


اوسا علم! اين يکي رو بکش قلم

Avsa science! This one pull the pen

اگر علي ساربان است، مي‌داند شتر را کجا بخواباند.

If Ali is a camel driver, camel knows where Bkhvaband

يه جور تفريح ِ مثلاً


پ.ن1:اينجا رو بخونيد. ولي بي‌زحمت نظرتون رو به من هم بگيد. دوست دارم

بدونم.

پ.ن2: اساسي رفتم تو كار فوتبال. نمي‌دونم چرا من آخر ليگ يادم مي‌افته

فوتبال‌ها رو دنبال كنم

پ.ن 3: بي‌كاريه ديگه، كارش نمي‌شه كرد. باز خوبه من به تفريحات سالم روي

آوردم








مهرتان پايدار
2010-04-24 18:43:57
نظر بدين
6 يادداشت








[ خانه |پست الکترونيک| آرشيو ]