.: سکوت :.
        http://weblog.dezfoul.net/silence

 

 

 

 

 


سپيدترين صفحه
--------------------

قلمم مي لغزد

صفحه ي دفتر من سپيدترين صفحه ي آن

دستانم لرزان

چشمانم كم جان

فكر من پوچ شده

چه كسي طراوت ذهن مرا برد ز جان

قلب من را چه كسي سنگ كشيد

سعي مكن تير فرويي در آن

قلب من مي شكند تير كمان

قلمم مي شكند

شعر را مي خوانم

هيچ نيست

چه كسي هيچ نوشت در ذهنم

چه كسي قلب مرا سنگي كرد

معدنچي به كجاست،

سنگ من را شكند؟

درد با خودببرد؟

خاطراتم خاموش

چه كسي آنها را مي دزدد؟

فكر كن!

خاطره ها را فكر كن!

چه كسي بودم من؟

به چه چيزي سنگ شد دل

به چه دردي پوچ شد افكارم

يا كه از آغازم سنگ به دل بودم من

فکر کن!

خاطره ها را فکر کن!



ياد آن روز که اين دل لرزيد

لرزشي خون آلود

عقل ديوانه برفت

تپشي عشق آلود

تپشي سرخ دو چشم

چشم ها دوخته ي هم

پلک ها مست مي نابي بود



نور لرزنده ي شمع

بر دل برگ سپيد

بي رمغ پيشاني بر لب ميز بگذارم

خاطرات پشت مه بغض منند

خاطرات غرق هزار کابوسند

خاطرات کابوسند...

خاطرات...


ياد آن روز که اين دل بشکست

ياد آن دوري يار

ياد آن دوري من

اشک ها مي ريختيم

غصه ها مي خورديم

نامه هاي "بي تو من مي ميرم"

شعر هاي "بي تو من مي شکنم"

روزها بيگانه

شام ها ديوانه

تلخ و شور انتظار ياران...

تلخ و شور باران...

تلخ و شور...



مرگ کن!

خاطراه ها را مرگ کن!

خاطرات زهر شوند

پرده ها را بکشيد

خاطرات پشت مه بغض روند،نيک تر است

تلخ است پوچي و بي خاطرگي

خاطرات تلخ ترند



ياد آن روز که دل سنگ ببست

بعد آن غمگني دوري يار

خبري سرد وزيدن بگرفت

خبري مغز مرا پوچان کرد

خبري تلخ و کثيف:

"يار را بي دل من

برده عشق دگران"

عقل ديوانه بشد

جسم ويرانه بشد

سنگ را بغض خيانت به دلم کاشت

و از عشق ،به جز کين برايم نگذاشت



چشم ها خيره ي اين برگ سپيد

صفحه ي دفتر من سپيد ترين صفحه ي آن

قلمم بي شعر است

خاطرات در دل من زنده شده

دل من مي لرزد

چشم ها از اشك آكنده شوند اشك ها مي شكنند سنگ دلم....

2008-03-12 23:14:10                     17 يادداشت _سکوت رو بشکن




--------------------

انسان و فرشته هر دو شعور دارند.انسان مي تواند از روي اختيار،ايثار و زيبايي خلق کند ولي فرشته عاجز است.پس به خود بيشتر بيانديش
valentain mobarak

2008-02-15 01:05:05                     _سکوت رو بشکن



بي تو
--------------------

با خود عهد بستم
بار ديگر که تو را ديدم
بگوويم از تو دلگيرم
ولي باز تو را ديدم
و
گفتم بي تو ميميرم

2008-01-02 01:32:01                     3 يادداشت _سکوت رو بشکن



منوي اصلي
----------------
صفحه نخست

پست الكترونيكي

آرشيو وبلاگ

 

پيوندها
---------------
دزفول نت ...

ارتباط زنده
---------------

 

آمار بازديد كنندگان
------------------
12009