|
ستايش | |
|
چهار شنبه سوري عيد يا بهار ؟ چه فرقي مي کند لاله ، بنفشه ، نرگس ، سنبل . بوته ، شب چهارشنبه سوري آخر سال . ( سرخي تو از من ، زردي من از تو ) گلدان عطري ، تنگ بلوري با ماهي قرمز رنگ غليظ شايد هم لالجين آبي . تو بگو عيد ، من ميگويم بهار . سبزه ، سمنو ، سنبل ، سفره هفت سين . بوي باران ، بوي سبزه ، عطر ياس ، شعر........... بهاران خوش است / به گلبانگ عيد / گل روي ياران خوش است . بهار ، عيد......... و صداي توپ تحويل سال نو و آرزو : يا مقلب القلوب و الابصار ، يا مدبر الليل و النهار ........ حال ما را نيکو بگردان بهارتان پرگل – عيدتان مبارک در کلبه ي ما رونق اگر نيست صفا هست 2009-03-17 22:11:33 5 اگر خواهی که گل بینی رخ خود را تماشا کن گر میل خزان داری نگاهی جانب ما کن اي گل تازه که بويي ز وفا نيست تو را اي گل تازه که بويي ز وفا نيست تو را خبر از سرزنش خار جفا نيست تو را ما اسير غم و اصلا غم ما نيست تو را با اسير غم خود رحم چرا نيست تو را جان من سنگ دلي ، دل به تو دادن غلط است رفتن اولاست ز کوي تو ستادن غلط است تو نه آني که غم عاشق زارت باشم ديگري جز تو مرا اين همه آزار نکرد آنچه کردي تو به من هيچ ستمکار نکرد بشنو پند و مکن قصد دل آزرده ي خويش ور نه بسيار پشيمان شوي از کرده ي خويش ![]() در کلبه ي ما رونق اگر نيست صفا هست 2008-10-07 23:08:04 3 اگر خواهی که گل بینی رخ خود را تماشا کن گر میل خزان داری نگاهی جانب ما کن مادر به خدا مادر بي تو غمگينم خاک دلتنگي بستر سينم به خدا مادر بي تو بي احساس نااميدي اين دل راهي فرداس پ ن: دوريت خيلي سخته انگاري زمان اصلا نمي گذره. در کلبه ي ما رونق اگر نيست صفا هست 2008-07-29 19:25:39 11 اگر خواهی که گل بینی رخ خود را تماشا کن گر میل خزان داری نگاهی جانب ما کن [ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |