36050

ساله کبوتر


امسال سال کبوتر نيست اما نمي دانم چرا

از بالاي مناره هاي مسجد محل صداي شليک تانک مي آيد!

شما را به خدا دروغ نگوييد!

خودم پس مانده هاي آخرين گلوله را

از گلوي خيابان بيرون کشيدم!


حرف سياسي؟!

نه

نه

نه!

آقا ...خانم

اصلا مرا چه به حرامزادگي؟

من شاعرم

رنگ خاک را نمي شناسم فقط

گاهي بوي بهشت زهرا که مي آيد ياد الله اکبر و نماز مي افتم!


نه

نه

!نه

آقا...خانم

من شاعرم...

اعتراض دارم! شما را به خدا

برايم قران بياوريد بايد براي مادرم نامه اي بنويسم!


boombe_atom@yahoo.com
2009-11-10 14:25:47
نظر بدين 8 يادداشت
" شايد مقصر اصلي ايکون نيشخند است .... "



بعضيا احساس ميکنن که اجازه دارن هر مدل شوخي رو بکنن

هر حرفي رو بزنن به راحتي در موردت قضاوت کنن

حتي واست تعيين تکليف هم ميکنن

سريع دختر خاله يا پسرخاله ات ميشن

حتي بي محابا پيشنهادهاي مختلف هم ميدن ...

چرا ؟ فقط واسه اينکه تو ي بار بهشون لبخند زدي٬

رو حساب رفاقت و دوستي بعد اگرم عکس العمل نشون

بدي سريع انگ بي جنبه گي رو بهت ميزنن

از نظر اونا ادم با جنبه کسي است که :

هر چي اونا ميگن تاييد کنه و هي ياداوري کنه که خيلي باحالن!!!

هرچند دقيقن عکسش درسته

تو محدوده ي روابطم چند تايي ازين " عجوبه ها " پيدا ميشه

که نميدونم باهاشون چه جوري برخورد کنم

که حد و حدود خود و طرف مقابلشون رو بدونن

که با اجازه ي خودشون هر حرفي رو نزنن

که هر تصميمي نگيرن که ....

" شايد مقصر اصلي اين ايکون در ياهو و يا کامنتدونيست .... "

boombe_atom@yahoo.com
2009-10-01 01:45:44
نظر بدين 4 يادداشت
خواب زده



چشمهاتو مي بندي بعد از يه روز خسته کننده يه صداي مهيب

از جا بلندت مي کنه اين دزدگير هاي ماشين ها هم دردسر شده

با اينکه از عصر چندين بار صداش درامده اهميت نمي دي بازم

مي ري دراز مي کشي تازه چشمهات گرم مي شه که باز ...

ديگه طاقت نمي آري با عجله از پله ها مي ري پايين

چند نفر از همسا يه ها هم جلوي در منتظرن تا صاحبش بياد

به هر مکافاتي هست پيداش مي شه...

همه اعتراض مي کنن آقاهه مي گه: ببخشيد من که نشنيدم

اتصالي داره خرابه!!!!!!!!

اي بابا اگر خرابه بي صدا قفلش کن

بي صدا قفل مي کنه (کاري که مي تونست از اول انجام بده

بعد مي ره سمت خونه و مي گه ببينم ديگه کسي

جرات مي کنه تو اين کوچه سر وصدا کنه!!!!!!!

boombe_atom@yahoo.com
2009-09-24 15:20:26
نظر بدين 1 يادداشت
وقتي باران گرفت . . . !



اين روزهاهي به سرم مي زند وقتي باران گرفت

بغض شيشه هاي بخار گرفته ي اتاق بي پنجره ام را

از روي بام خاکستري ِ خانه ي نداشته ام

روي زميني بپاشم که هنوز از سنگيني نگاه خيس آفتاب

رو به جغرافياي ناکجا آبادي گريه مي کند

که نمي دانم روي سقف کدام آسمان جا خوش کرده است!

يا وقتي کبوترها مثل صبح هاي جمعه

يا عصرهاي سه شنبه با ساعت شماته دار روي

ديوار اتاق دختر همسايه دست به يکي مي کند

تا من قرار ساعت 10 صبح يا 5 بعدازظهر رابه چرتهاي کوتاه

و خميازه هاي کشدار بفروشم

از تمام رفتن ها بروم و از آمدن حتي به اندازه ي يک شب هم باز نگردم!

بروم به دو سه روز پيشتر از تمام فاصله ها

پي تمام حرفهاي ناگفته اي که

تو از تکرار تبسم بي معناي چشمهايش هم خسته شدي

اين روزها

هي به سرم مي زند...


آهنگ وبلاگ هم عوض شد آهنگي از محمدرضا شجريان گذاشتم . . .

boombe_atom@yahoo.com
2009-09-19 16:12:25
نظر بدين 3 يادداشت
تقصير پروانه ها نبود...



بوي پيله هاي نيمه سوخته مي آيد و حوريان بهشت

از جايي دور براي سوگ آسمان گريه مي بافند!


مي گويند تقصير پروانه ها نبود...

شايد شمع يا گلدان شکسته ي اقاقي


يا اصلا شايد دخترک همسايه ي ديوار به ديوار کبوترها

نمي دانم...!


و حالا زمين بي عطر حضور پروانه ها

يک چيز کم دارد...!

boombe_atom@yahoo.com
2009-09-10 15:09:47
نظر بدين 4 يادداشت

...::: گروه طراحان صفحه اکوا سافت وار :::...