تک درخت تن سياه














وطن

صفحه نخست

نگاشته‏هاي پيشين

در کار عشق ما هميشه
اما بود







شمار بازديدکنندگان
12560


 


گزارش سرقت!!!


پنجشنبه 29 بهمن ماه 1388

طي يک حرکت ابلهانه از سوي نگهبان پارکينگ موتورم رو از دست دادم!

يکي از دوستان موتورم رو به صورت امانت ازم گرفت و رفت بانک ملي مرکزي...

ظاهرا اونجا يه خورده کارش طول ميکشه و جناب نگهبان يا همون مسئول پارکينگ با کمال خونسردي موتور بنده رو ميبرن و ميذارن پيش موتورهايي که چند متر جلوتر روبروي بانک سپه پارک شده بودن!

آقاي دزد هم تشريف فرما ميشوند و عمدا بصورت اشتباهي سوار موتور بنده شده و اون رو به يغما ميبرند!


خيلي ها ميدونن اون موتور واسه من فقط يک موتور نبود!!!









اگر کسي از اين "عزيز از دست" رفته خبري بهم بده که منجر به پيدا کردنش بشه، پنجاه هزار تومان جايزه نقدي ازم ميگيره!




مشخصات ظاهري:

آميکو 125 CDI
شماره پلاک 2296 پايينش دزفول-2
رنگ شرابي
مارک کنار باک HONDA
جلوي گلگيرجلو هم مقداري رنگ پريدگي داره!



در کمين ما چه بد روزي و فردائي ست...
2010-02-19 20:56:59

نظر بدين
23 يادداشت




دوگانگي احساسي!!!


راستش پرانرژي اومده بودم تا موفقيت سرخ پوشان پرسپليس رو به دوستان پرسپليسي تبريک بگم...

کلي هم دنبال عکس کريم باقري گشتم و انتخاب کردم...

اما نميتونم!


اندک شاديي که از موفقيت سرخپوشان به دل داشتم بين انبوه نگرانيها و دردهاي درونم گم شد!


آخرين هراس افزوده شده، 22بهمن!


مدتيه بدفرم و بي اراده ذهنم درگير مشکلاتي بي راه حل و يک سري سوالات بي جواب شده که به هيچ شکلي نميشه بيخيالشون شد!

چيکار ميشه کرد؟! حالا خدا رو از کجا گير بيارم تا اين درگيراي ذهنم رو پاسخگو باشه؟!
سوالات آزار دهنده ي ذهنم مستقيما مربوط ميشن به خود خدا!


البته اين قضيه تازگي نداره!

اما اين درگيريهاي اخير کشور...
اتهامات عجيب و غريب که وقتي ميشنوم واقعا نميدونم اينها از کجا اومدن، معنيشون چيه و اصلا بر چه اساسي دارن به هموطناي من نسبت داده ميشن!

مدتهاست هراس 22بهمن فکرم رو آزرده کرده، خونهايي که ريخته ميشن و اتهاماتي که بعد از اون به بازداشتيها نسبت داده ميشه تا راه واسه اعدامشون هموارتر بشه!


ول کن اصلا، بازم سر درد...


هرکي ميدونه زنگ در خونه ي خدا کجاست لطفا به منم نشونش بده!




در کمين ما چه بد روزي و فردائي ست...
2010-02-04 00:11:17

نظر بدين
14 يادداشت




موبايل خدا!!!

بدون هيچ مقدمه اي؛

بي تعارف،
اگه خدا موبايل داشت و شماره موبالش رو هم بهت ميداد و ميگفت حرف و يا درخواست خودت رو در قالب يک پيام کوتاه (sms) ازش بخواي چي مي گفتي يا چي مي خواستي؟!
همون مدلي که واقعا باهاش حرف ميزني!



(پيام انگليسي يا پينگليش 160 کاراکتر (حرف)
و
پيام فارسي 70 کاراکتر
و
فاصله و خط بعد هرکدوم يک کاراکتر محسوب ميشوند)



خودم گفتم بي تعارف، پس:

salam
!khodaya hichkas ro gheyre montazere nabar
!ta zamani ke hastam joz be khodet behamechiz o hamekas biniyaze motlagham kon
!!!khodaya chakeretam



149 کاراکتر!





دوست دارم نظر بيشتر دوستان رو در اين رابطه بدونم، پس لطفا فقط خواننده نباشين!

اين مطلب بدون نظر شما ناقصه، آخه از اين نوشته دو هدف دارم که اگه تعداد نظرات قابل توجه بود حتما منظورم رو بيان ميکنم...


و جهت راحتي در کلام ذکر نام هيچگونه لزومي ندارد...



در کمين ما چه بد روزي و فردائي ست...
2009-11-27 01:04:44

نظر بدين
28 يادداشت