بي تعارف





سروده‏هاي من
آخرين نبرد
فتح جاودان
کشاکش
لحظه ي بسيار
فرهاد ديوانه
چه مي خواهم
خواستن
آسمان آرزو
همراه من باش
عاشق تشنه
رؤياي تنهايي
بودن چه خوشي دارد
رؤياي سجود
آسماني 7
آسماني 6
آسماني 5
آسماني 4
آسماني 3
آسماني 2
آسماني
آرامش
مي آيي
تو را من مي پرستم
تقدير شوم
کاش رسد غايب ما
شرم بر من
به تو مي‏انديشم
راستي
خدا او را به ما بخشيد
اجل
قايقي هست هنوز
ولي او نيز بي ميل است
آخرين شب
ناجي من
ولي افسوس


نوشته‏هاي آموزشي
ايجاد صفحه شخصي
انتقال فايل

خانه
آرشيو


تعداد بازديدكنندگان
57435


آخرين روز

اگر به شما بگن امروز آخرين روز عمرتون هست چيکار مي کنيد؟

چند ساليه توي دانشگاه هاي دزفول مشغول به تدريس هستم و از ابتداي امسال عضو هيئت علمي پيام نور شدم.
وقتي وارد يک سيستم ميشي کاملا متفاوت با زماني هست که خارج از اون سيستم باهاش در تعاملي.
يک اتاق همراه با يک کامپيوتر و يک ميز در اختيار من گذاشته شد. چند روز بعد هم يک صندلي براي نشستن.
نه تلفني و نه اينترنتي.
خودم تصميم گرفتم يک خط تلفن با هزينه خودم براي دفتر کارم بکشم. با هماهنگي رييس دانشگاه کشيدم.
چند روز پيش رييس جديد به من گفت که تلفن شخصي شما در دانشگاه مشکل قانوني و امنيتي ايجاد ميکنه.
لطفا تلفنتو از اينجا ببر.

من که نفهميدم تلفن چه مشکل امنيتي ميتونه ايجاد کنه؟
شايد زماني که تقاضاي عضويت در هيئت علمي رو ارسال کردم، تقاضاي من به يک پادگان ارسال شده باشه، نه يک دانشگاه.

- اونوقت مشکل اينترنت چطور حل ميشه؟
- در حال نصب يک دکل هستيم و به زودي دانشگاه اينترنت دار ميشه.

پريروز دوباره زنگ زد و گفت اقدامي کردي؟ گفتم نه.
ايشان فرمودند که ما نامه مي زنيم...

امروز اولين روز کاري بعد از دو روز تعطيلي عيد فطره. اومدم ديدم هنوز تلفن وصله.
يک احساسي بهم ميگه که امروز آخرين روزيه که اينترنت دارم.
پس از صبح وصل شدم و هنوز دارم وب نوردي مي کنم.
و در انتظارم که در آينده نه چندان دور، شايد بيست و دوم بهمن امسال يا سال آينده، اينجا به شبکه جهاني وصل بشه.

محسن
2009-09-22 10:36:01

نظر بدين 15 يادداشت


سرور اصلي

خدا رو شکر بالاخره وبلاگ دزفول نت به سرور اصلي خودش برگشت.

محسن
2009-06-01 13:11:24

نظر بدين 7 يادداشت


مشک آب





محسن
2009-01-07 18:28:09

نظر بدين 3 يادداشت


غار نوشت

وقتي که در راهروي دانشکده قدم مي زدم متوجه شدم که چقدر فرمول روي ديوار نوشته شده است و بعد ياد غار نوشته ها افتادم.

فهميدم که غارها سالن امتحانات دانشجويان نخستين بوده که اون ها هم تقلبشون رو با خطوط تصويري، ميخي و ... روي ديوار غار نوشتن.

محسن
2008-12-20 15:25:15

نظر بدين 3 يادداشت