SHOW UP



about me


passerby
21083




Entourage
sanazam
saghi_f
donya68

afrookhte
so0roram
3tareh
setarah
fid_sky3
amin_o
safa

rabinhoud


cast by: blossom

مي خوام دوباره شروع کنم ...

هر شب تيکه تيکه هاي کهنه نوشتهامو ...


خاطره هامو کنار هم مي چينم ...

باز هم به همين حقيقت تلخ مي رسم که ...

تو هم با من نبودي ...


مي خوام دوباره شروع کنم ....



خدايا کمکم مي کني ؟ ...















من از تکامل تصويرها مي ترسم !
2010-08-02 21:00:53

یه حرف تازه تر بزن

12 حرف تازه


bittermo0n


دوباره خورشيد خانوم خوابش گرفت

دوباره شب چادرشو سر کرد ....

دوباره جناب ماه اومد و ستاره ها رو به يه فنجون قهو تلخ دعوت کرد

و من دوباره چادر شب رو صفت نگه داشتم تا از پيشم نره ....






+ پرانتز باز - گريه هام رو گم کردم - پرانتز بسته .





من از تکامل تصويرها مي ترسم !
2008-09-13 13:25:15

یه حرف تازه تر بزن

32 حرف تازه


I am not new

چشاتو باز کن ...!!!

همه چيز دهني شده !!!

همه ي حرف الفبا - همه ي خواستني ها -همه ي غمبادها و لبخند ها ....

همه چيزي که فک ميکني مال توئه قبلا مال يکي ديگه بوده !

I am not new ... !!!

من ادامه ي همون نفر قبليم که از دست داديش !






+ هميشه با يکي بودن يه خاصيت خوب داره ! به اين فک نميکني که قراره با يکي ديگه باشي !









من از تکامل تصويرها مي ترسم !
2008-09-03 22:43:11

یه حرف تازه تر بزن

20 حرف تازه


برگشتم !

دلم خيلي واسه نوشتن تنگ شده بود

نوشتن خيلي به آدم کمک مي کنه که حرفاي ناگفتني رو بنويسه

نوشتن از چيزايي که مي تونه به آدم آرامش بده

يه آرامشي هست که ... نمي دونم چطور بگم.. بايد تجربه کرد...

اونوقت که به گذشته برگردي و لابه لاي خاطرات گذشته که نگاه مي کني ،

مي بيني که يه چيزايي هست که ارزش دارن... جالب و شيرين و شايد هم تلخ و ...

اين خاصيت دنياي مجازي هم باعث شده نوشتن رنگ خاصي داشته باشه ...

يه مدت بود که نمي نوشتم ... نمي اومدم... نمي ديدم ... تو دنياي بيرون غرق بودم.....

اما اين مدت بهم خيلي چيزا ياد داد... تجربيات زيادي به دست آوردم....

چيزايي رو از دست دادم... يه چيزايي هم بدست آوردم... اما خوب يا بد

گذشت.. شايد بگم ازشون! شايدم نه !

برگشتم.... با کلي روياهاي تازه، آرزوهاي رنگي... دنيايي پر از حقيقت... مي خوام بنويسم !

اما نه مثل گذشته ! شايد متفاوت تر از اونچه که فکرش رو ميکنيد ...

از مسافرت برگشتم فرصت خوبيه تا اکسيژن هاي 3 عنصري مغزم خالي نشده ...

بنويسم تا خودم باشم به دور از کنايه و ايهام !



اين عکس ها هم مال اونين که دوست داشت بدونه کجا ها رفتيم :

6.000 k.m مساحتي رو که رفتيم رو نقشه با مشکي علامت زدم




اليگودرز يکي از قشنگ ترين شهر هاي بود که رفتيم .




اينم باغ زيباي غدير اصفهان








اينم بارگاه ملکوتي امام هشتم رضا (ع )








طلوع زيبايي دريايي خزر (حدودا 6:25 )






غروب زيباي دريايي خزر (از اونجايي که شامل خانواده ميشد تا جايي که ميشد ازش فاکتور گرفتم )








اينم پيام زندگي منه ... با همه شيطنتاش ديدي چه ناز خوابيده ؟




اينجا هم اردبيله يکي از قشنگ ترين خاطرات مسافرتمون !
اگه گفتي چرا چادرمون اونجاس ؟




پ . ن : خيلي دوست داشتم از تنگه حيران اون لحظه اي که از تو ابر ها مي گذشتيم –از شهر هاي زيباي سنندج – کرمانشاه و... کلي خاطرات با مزه و خيلي جاهاي ديگه عکس بزارم ولي شارژ باطري گوشيم دوام نمي اورد


بي ربط : عکس ها کيفيتش خيلي بالاس کم حجم کردم ! چرا اينجوري شد ! من نمي دونم !!!


اطلاعيه : طلوع زيباي حلول ماه مبارک رمضان پيشا پيش به تمام شيعيان تحنيت و همچنين شهادت دانشجويان عزيز در انتخاب واحد رو بر اثر تشنگي تسليت عرض مي نمايم.







من از تکامل تصويرها مي ترسم !
2008-09-01 18:53:01

یه حرف تازه تر بزن

17 حرف تازه