merhan

چه ميشه کرد
بلاخره يه جايي بايد ميرفت....
من ميخوام به جاي اينکه تو ذهنم... تو وبلاگم ... بکنم.
و يه راست هم نيان دم خونه
اين روياهاي دست نيافتني بايد تموم ميشدن....
اونايي که منو ميشناسن ميدونن هيچوقت از هيچکس دلگير نبودم...
اما ... بلاخره...
اين خط بايد ميرفت به يه خط ديگه
باز هم چه ميشه کرد...
آدم که نميتونه با ذهنِ لرزان، دستِ در بند،چشمِ بسته ....
به هر حال اون شوخي از اون شوخي ها نبود
اين توبميري هم از اون تو بميري ها نيست.
با بي من هم چيزي از اين جا کم نميشه.

خواهم نوشت اما، هيچ چيز منتشر نميشه مگر براي يه سري افراد خاص و بصورتي خاص.

باشد که مرا و تو را و ديگران را......

merhan
2010-05-27 14:15:33
=ایده بده+ ایده5




 

[ ARcHive ] [Home ]

لينکهاي دوستان

نوشته هاي من

 

بالاترين

1پزشک

الي..

ع ش ق

 

کفشهاي قرمز

2 تا خجالتي

 سخت پوست

تماس چشمها

فروغ چشمانت

افکار من مغشوش است

پريشان

چشمان تو

   

هميشه گفتم.

اين يه وجب خاك اينترنت مال منه.

Alt+F4 كن اگه فازت منفيه.