در آغوش الهي...
ما معصيت ميکرديم و دوست تو محمد (ص) اندوهگين مي شد و دشمن تو ابليس شاد.
فردا اگر عقوبت کني باز دوست اندوهگين شود و دشمن شاد.
الهي دو شادي به دشمن مده و دو اندوه بر دل دوست منه .
الهي ، بيزارم از آن طاعتي که مرا به عجب آورد و بنده آن معصيتم که مرا به عذر آورد.
حميد ( newzeus3000@yahoo.com)
2010-04-19 22:20:35
نظرات شما 4 يادداشت
هواي ابري وقتي دل سودايي مي رفت به بستان ها
بي خويشتنم کردي بوي گل و ريحان ها . . .
راستي
دل سودايي رو کي ديده؟
باغ و بستان کجاست؟.
حميد ( newzeus3000@yahoo.com)
2010-04-09 23:32:48
نظرات شما 3 يادداشت
سودا ديدي اي مه، که ناگه رميدي و رفتي
پيوند الفت بريدي و رفتي
هر چه خواري به ياري كشيدم و ديدم
دامن ز دستم كشيدي و رفتي
بس نالهها كردم، به اميدي، كه رحم آري
به فرياد من اي گل
فرياد از دل تو كز جفا
فرياد من نشنيدي و رفتي
جانا گر چه بردي از يادم
جان در كوي عاشقي دادم
ز پا فكندي، به سر دويدم، گوهر فشاندم
بر اشک من خنديدي و رفتي
ساقي بده آن مي را
مطرب بزن آن ني را
كه پاي لاله پياله خوش باشد
دل اسيران به ناله خوش باشد
علاج محنت بهجز مي نيست
بهغير ناليدن ني نيست.
حميد ( newzeus3000@yahoo.com)
2009-11-22 11:17:51
نظرات شما 7 يادداشت
باز گرد اي خاطرات کودکي اولين روز دبستان باز گرد
کودکي هاي شاد و خندان باز گرد
درس هاي سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود
روز مهماني کوکب خانم است
سفره پر از بوي نان گندم است
با وجود سوز و سرماي شديد
ريز علي پيراهن از تن مي دريد
همکلاسي هاي من يادم کنيد
باز هم در کوچه فريادم کنيد
کاش مي شد باز کوچک مي شديم
لا اقل يک روز کودک مي شديم
اي معلم نام و هم يادت بخير
ياد درس آب وبابايت بخير
اي دبستاني ترين احساس من
باز گرد اين مشق ها را خط بزن .
حميد ( newzeus3000@yahoo.com)
2009-09-22 16:58:16
نظرات شما 12 يادداشت
ماه خودسازي مبارک
امروز صبح رفتم بانک که چشتون روز بد نبينه
اونقدر جمعيت تو بانک بود که نمي شد وارد بانک بشي
همه داشتن غر مي زدن
منم رفتم و ساعت 12:30دوباره برگشتم
فرق آنچناني نکرده بود
176 نفر جلوم بودن
منم بي خيال شدم اومدم خونه
من نمي دونم اين بدعت هاي مسخره رو کي و چرا گذاشت؟
اداريا ساعت 9 شروع به کار کنن و 14:00 تعطيل
مي گفتن حضرت علي در اون هواي گرم و طاقت فرسا هم کار مي کرد هم روزه مي گرفت
چرا چيزايي رو مي گيم که در عمل هيچ اعتقادي به اونا نداريم؟
ما ايرانيا در بدعت گذارياي مسخره خيلي دممون گرمه.
حميد ( newzeus3000@yahoo.com)
2009-08-22 14:52:55
نظرات شما 10 يادداشت
. خاطر که حزين باشد با اينکه در زمانه ي بيداد ميتوان
سر را به چاه صبر فرو برد و داد زد . . .
گاهي نميتوان به خدا حرف درد را
با خود نگاه داشت و روز معاد زد .
حميد ( newzeus3000@yahoo.com)
2009-07-11 12:43:25
نظرات شما 6 يادداشت
. ناشکر؟ يه بنده خدايي سالها در آرزوي بچه دار شدن به سر مي برد ولي بنا به حکمت خدا يا هرچي بچه دار نمي شد.
از بد روزگار يه مريضي سخت هم گريبانگيرش شد.
يکي هم رفته بود بالاي ممبر که
الآن اگه ازش بپرسي دوست داري سلامتيت رو به دست بياري يا بچه دار شي ميگه: سلامتي.
نمي دونم اين چه خصلت زشتيه که تا يه آرزويي مي کني بعضيا زود ميگن ناشکري نکن، برو خدا رو شکر کن که بدنت سالمه.
چرا بعضيا فکر مي کنن به صرف سالم بودن ديگه نبايد چيزي از خدا خواست؟
آخه کيه که از اينکه خدا بهش سلامتي داده ناراحته؟
چرا بعضي از آدما اينقدر بي منطقن؟
حميد ( newzeus3000@yahoo.com)
2009-06-29 15:11:19
نظرات شما 10 يادداشت
|