|
بسياري امروزه از خود ميپرسند: آيا حکومت اسلامي موفق شده است از يک بحران ديگر عبور کند؟
اگر پاسخ منفي است؛ پس چرا خيابان ها ديگر پذيراي مردم معترضي نيست که تا چند ماه پيش، چندين و چند بار خيابان ها را با صفوف به هم فشرده ي خويش به تسخير در آورده بودند و با فريادهاي خويش بنيادهاي نظام اسلامي را به چالش کشيده بودند؟
سوال نگران کننده اين است که آيا اين سيستم اسلامي _ نظامي اقتصادي، هنوز ميتواند خود را در تعريف کلاسيک دولت_ملت بازتوليد کند؟
به نظر نگارنده پرسش ها را ميتوان در ميان مردم و مشخصا در ميان طبقه متوسط جستجو کرد، چرا که با بررسي ساختمان هرم جامعه، طبقه متوسط شهري سطح زيادي از اين هرم را پوشش ميدهد که مطمئنا تحرکات اين طبقه در جامعه نقش بسيار مهمي را در ادامهٔ حيات رژيم بازي ميکند؛ کما اينکه نقش اين طبقه در طول تاريخ معاصر غيرقابل چشم پوشي است.
با شروع توسعهٔ اقتصادي و اجتماعي شاه در دههٔ ۴۰ بخش بزرگي از جامعه توانست از اين امکانات بهره ببرد، اما تناقضات زماني شروع شد که با توجه به ساختار ديکتاتوري رژيم سلطنتي، شخصيت خودکامه شاه، توسعهٔ ناموزون، رژيم پهلوي ديگر نميتوانست پاسخگوي نيازهاي به حق مردم باشد. بازخواني تاريخ به ما نشان ميدهد که، سرکوب گسترده مخالفان رژيم پهلوي در همهٔ سطوح چه کارگري، چه دانشجويي و روشنفکري پس از کودتاي ۲٨ مرداد ٣۲، در اواسط دههٔ ۴۰ مخالفان عمدتا مارکسيست و مارکسيست هاي مسلمان را به سوي مبارزهٔ مسلحانه سوق ميدهد، با بحران اقتصادي سال هاي پاياني رژيم پهلوي بروز نارضايتي در ميان اقشار مختلف مردم گسترش مي يابد، مخالفت ها از سطح گروهي؛ گسترده تر ميشود، دولت سياست مبارزه با گران فروشي را براي کنترل قيمت ها اتخاذ ميکند که اين باعث نارضايتي در بافت بازار سنتي مي شود.
خواسته هاي طبقات مختلف به هم گره مي خورد مردم به خيابان ها مي ريزند، صحنه براي يک انقلاب آماده است, بازار سنتي با متحدان ديرينه شان "آخوندها" مشغول معامله مي شود، خميني پس از مدتي در پيام هايش، اهداف اقتصادي را نيز وارد ميکند، طبقهٔ متوسط رشوه و وعده هاي رنگارنگ اقتصادي خميني را با آغوش باز ميپذيرد و تأ آنجا پيش ميرود که نقش امام را در ماه به روشني ميبيند، خيابان ها کاملا به تصرف مردم در مي ايد و رژيم پهلوي سقوط ميکند.
بازنده بزرگ پس از انقلاب همان طبقهٔ متوسط است، چرا که در همان زمان که آن ها براي وصول وعده ها، خميني را مورد خطاب ميدهند, رژيم اسلامي با مثلث کارامد "آخوند – بازاري - لومپن" دارد خيابان ها را به کنترل خود در مي آورد, لمپن هاي نوکيسه، در جيب فتواي فقيه و پول بازار و در دست چماق و چاقو, روسري را با چماق و توسري به زنان معترض به قانون حجاب اجباري تحميل مي کنند و فرياد آزادي را با چاقو در گلوها خفه مي سازند. اما ديري نمي پايد که مردم فراموشکار، به اندک امتيازات داده شده راضي ميشوند و به خانه باز ميگردند, حکومت اسلامي پس از تطميع بخش وسيعي از؛ مردم مخالفان را چه در خيابان و چه در زندان درو ميکند.
حکومت اسلامي به اين ماهيت طبقهٔ متوسط پي برده است، از اين روست که هميشه هر جا که لازم بوده با دادن رشوه در زمان هاي مختلف ناراضيآن را وادار به سکوت کرده است، حکومت مي داند هميشه اين طبقه با توجه به ساختار ذهنيش آماده ي گرفتن رشوه است و به اصطلاح بنده پروري ميکند، در طي سالهاي گذشته هرجا که رئيس دولت حکومت اسلامي به هر منطقه که سفر کرده تصاوير تاسف بار مردمي را مشاهده ميکنيم که نامه به دست به دنبال مرکب خاقان حکومت اسلامي مي دوند تا خواسته خويش که حق طبيعي هر شهروندي ميباشد با التماس و لابه تقديم مقام حکومتي کنند.
احمدي نژاد در انتخابات دوره نهم با شعار مبارزه با فساد دستگاه اداري توانست بخشي از رائ هاي مردم را به حساب خود واريز کند، اما نکته اينجاست که، رژيم به فساد دستگاه اداري خود نيز نياز دارد، چراکه امورت بسياري از کارمندان حقوق بگير دولت از ردو بدل شدن همان پول هاي زيرميزي ميگذرد.
اين رشوه تنها در قالب الطاف اقتصادي نبوده است، حتا زماني که جامعه به حالت انفجار در آمده، رژيم انتخابات را ميان بد و بدتر برگزار کرده تا مردم اندکي از حقوق خود را در قالب رشوه دريافت کنند.
زماني که ديگر مکتب اسلام پاسخگوي نيازها نبود؛ رژيم براي پيشبرد اهداف نظامي و اتمي و توجيه کاستي هاي حاصل از تحريم هاي اقتصادي, از اواسط دهه ي ۷۰ برنامه هاي ناسيوناليستي را در دستور تبليغات فرهنگي - اسلامي خويش قرار داد و آن را در قالب فرهنگ ايراني - اسلامي به مردم ارايه کرده است.
به همين خاطر است زماني که ضعف ها سرباز کرده اند و بخشي از جامعه ادعاي حق طلبي کرده است، رژيم با کمک همين مردم ضعف ها را پوشش داده است و کارها را به سامان رسانده است، هنوز هم داستان تلخ استخدام يک شبه رانندگان اتوبوس پس از اعتصاب رانندگان شرکت واحد در سال ۱٣٨۵ از خاطر نرفته است. حتا در مثالي تازه تر به نتيجه نرسيدن اعتصاب همگاني در بحبوحه ي پس از انتخابات.
حکومت اسلامي که بنا به اقرار عوامل خويش در دوران حداقلي نيرو پس از ريزش بخشي ديگر از نيروهايش پس از حوادث انتخابات در دوران نقاهت به سر ميبرد، با توجه به خصلت طبقه متوسط هنوز به حيات خويش ادامه ميدهد, چرا که خصلت بورژوازي در منشي خلاصه ميشود که رهبر حکومت چندي پيش آن را در جمله ي جذب حداکثري و دفع حداقلي تعريف کرد.
به همين خاطر است که مردمي که خيابانها را به تصرف خويش در آوردند نتوانستند رژيم را وادار به کرنش در مقابل خواسته هايشان کنند چرا که خصلت "انجام دادن براي چيزي به دست آوردن" آنها را آنان را از پيشروي منع کرد. زيرا مانند سال ۵۷ کسي چون خميني نبود تا رشوه هاي آنچناني به آنها پيشنهاد کند و ماشين حسابي که در سر مشغول شماره انداختن است فرمان به ماندن در خانه را داده است.
با وجود تمامي تابوشکني ها در سطح جامعه و گسست هاي موجود ميان حکومت و ملت, شکي نيست که بخش بزرگي از مردم حکومت را نمي خواهند، اما سقوط اين حکومت نيز بايد به دست همين مردم صورت بگيرد، چرا که خود رژيم بدون همکاري مردم نيز توان برداشتن گامي کوچک را نخواهد داشت, نمود اين گسست ها بايد اکنون که مشروعيت رژيم در ميان اقشار مختلف جامعه از بين رفته است به صورت عملي درآيد, و مردم بايد بجاي پوشش دادن رژيم، خود را پوشش دهند؛ چرا که با سياست با يک دست پس زدن و با دست ديگر پيش گرفتن الطاف اعطايي از طرف رژيم، به رژيم در طول زمان امکان بازسازي مجدد خويش را ميدهند و خود نيز در نهايت بازنده زماني و تاريخي خواهند بود.
آرزوي رهايي و آزادي، زماني نتيجه ميدهد که مردم بدانند که قوأعد جديدي را وارد ميدان مبارزه بايد بکنند چرا که براي ساختن دنياي نو به ميدان آمدن با قوأعد کهنه جوابگو نخواهد بود. |