|
خودمون رو غرق کرديم؟ گم کرديم؟ يا شايدم فراموش کرديم!! نمي دونم...
چرا قشنگيهاي زندگي برامون عادت شده و اونها رو نمي بينيم؟
از اون روز که يزدان پاک با شبنم عشق آدم را آفريد ، عشق و محبت رو در قلبش گذاشت تا قشنگي رو درک کنه؛ همون چيزي که ابليس از ازل تا ابد حسرتش را خواهد خورد.
فراموش نکنيم که سهراب گفت :
زندگي چيزي نيست که لب طاقچه ي عادت از ياد من و تو برود...
فقط يادت باشه:
تويي که دنياتو انقدر تيره و تار کردي که ميگي زندگي قشنگ نيست، يکي هست اون بالا که هواتو داره و هميشه با دستان اهوراييش رو شب مشکلاتت نور مي باره.
|