يکي از بدترين حالت هايي که آدم ميتونه داشته باشه اينه که کلي کار واسه انجام دادن داشته باشه، اونوقت اصلاً حس هيچکدوم رو نداشته باشه! از اون بدتر اينه که يه سري آدم ديگه هم که در راستاي تو دارن همون کارا رو انجام ميدن و در نهايت هم به همون نتيجه تو ميرسن، اونا رو طوري جلوه کنن که کار تو (بعد از انجام دادن که ميتونه در اثر نزديک شدن سر رسيد باشه نه بخاطر بازگشت حس) پيش کار اونا کان لم يکن تلقي بشه ! حالا هي بگي اين چينيه خودش نميفهميد و من واسش توضيح دادم چطوري اين کار رو بکنه و ... تو کت هيچکي نميره که نميره (حس ميکنم زيادي دارم چرت و پرت ميگم، نه؟!)
اين چند ماه آخر تو ايران کارم فقط اين بود که از صبح تا شب بدو بدو کنم که کارام انجام بشه بتونم از کشور خارج بشم، تا جايي که شنبه ي هفته اي که يک شنبه ي اون هفته قرار بود برم تازه کارام تموم شد (يک شنبه اي که هيچ وقت پروازم اکي نشد!) اون روزا به قول بچه ها، صبح کفش کتوني ميپوشيدم و ضد آفتاب ميزدم که قشنگ بدوم تا شايد برسم کارام رو به موقع تموم کنم! حالا هم که اومدم اينجا اصلا حس هيچ کاري نيست ! از اون بدتر اينه که اينترنت پر سرعت هم داشته باشي (دلتون بسوزه: 1 مگا بيت سرعت که هيچوقت هم کم نميشه و وقتي دانلود ميکنه قشنگ تا تهش پر ميشه!!!) و ديگه اينترنت گردي رو استاد کني !!
جديداً حس ميکنم ديگه توانايي درس پاس کردن رو مثل گذشته ها ندارم که بخوام کلي وقت بزارم و از چندين منبع يه مطلب رو بخونم و ... بيشتر سعي ميکنم يه نگاه سطحي بندازم که بتونم مسأله اي رو که بايد حل کنم، !(نخواستم دوباره بنويسم "حل کنم"!!) باز هم خدا رو شکر که 5 تا درس بيشتر لازم نيست پاس کنم و بعدش Research شروع ميشه ! به شخصه اعتقاد دارم از درس خوندن به هدف پاس کردن خسته شدم و علاقه دارم که شروع کنم به Research. تا آخر اين ترم فقط يک امتحان پايان ترم، دوتا پروژه (خيلي سخت نيستن!)، يه Review Article و چندتا Homework مونده. انجام دادن Homework ها که خوراک خودمه، اون پايان ترم رو nerve تشريف داره ولي خوشبختانه تازه جمعه ميان ترمش رو دادم، بنابراين فعلا فعلا ها نبايد خبري بشه واسش، پروژه ها رو يه يکي دو ماه وقت هست واسشون، فقط ميمونه اين Review Article ! تجربه اولمه که بخوام همچين کاري انجام بدم، و از همه جالب تر ارائه دادنشه که اصلا تجربه ارائه به زبان انگليسي رو ندارم. موضوعي که به من دادن تا کار کنم هم جالبه :
Femtosecond laser written waveguides on crystalline materials
خواهشا کسي نپرسه که اين حالا يعني چي چون خودم هم هنوز با مفهومش مشکل دارم !! اميدوارم اينو که انجام بدم حس انجام بقيه کارا برگرده، چون اين فعلا اعصابم رو خورد کرده !
يه چيز جالب submit کردن وبلاگمه ! مثلا االن ساعت 2 شبه که دارم submit ميکنم، مينويسه 10:30 صبح !
يه چيز ديگه : يه سري از دوستان اي دي گذاشتن که ادشون کنم، خواهشاً خودشون زحمتش رو بکشن:
saeid_rezaei@Yahoo.com
فقط يه description بزارن که بدونم از بچه هاي دزفولن، چون نرمالي accept نميکنم معمولا کاسيي رو که نميشناسم !
يه چيز ديگه: اون موقع که تازه کنکور قبول شده بودم اومده بودم تهران، اسم وبلاگ رو گذاشتم سال هاي دور از خانه، چون دور شده بودم از خونه. ولي فکر ميکنم الان اسم وبلاگ معنيش بهتر شده !! ديگه خيلي خيلي دورم از خونه!
سعيد