نيايش
مي دوني ؟!
وقتي که باز هم آبروم رو خريدي چقدر ذوق کردم ؟!
چقدر ذوق کردم که هنوزم منو يادت هست و هنوزم کمکم مي کني !
اين ماه رمضون براي من ، متفاوت از همه ي ماه رمضون هاست !
حال و هوام فرق مي کنه !
حتماً واسه اينه که بهت قول دادم تغيير کنم !
کمکم کن!
کمکم کن بتونم بهت نزديک بشم !
کمکم کن بتونم جزء بندگان صالحت باشم !
تا الان با اينکه گاهي من فراموشت مي کردم ولي تو هميشه همراهم بودي و فراموشم نکردي !
خواهش مي کنم از اين به بعد هم تنهام نذار!
يا حجت ابن الحسن العسکري !
" اي مولاي من ! به تو پناهنده شده ام و براي حل مشکلم به خداوند ، که ستايش بر او و بر تو باد ، توکل کرده ام.
در حالي که آگاهم از جايگاه رفيع ، مقام بلند و آبروي فراوان تو نزد خداي جهان که مالک همه چيز و سرپرست همگان است.
مطمئنم به واسطه مقام شفاعتت نزد خداي بزرگ ، به رواشدن حاجتم سرعت مي بخشي. يقين دارم خداوند خواسته ام را که شما از او بخواهي ، حتماً اجابت مي کند.
تو اي مولاي من ! به حق سزاوار اعتماد و يقين من هستي و براي برآورده شدن حاجاتم، حاجاتي که تحمل و صبر برآورده نشدنش را ندارم و گرچه مستحق تمامي اين رنج ها و کمبود ها هستم به خاطر زشتي اعمالم و سهل انگاري ام در واجباتي که خداي بزرگ بر من واجب کرده است.
کمکم کن اي مولاي من ! که پشيمانم. حاجتم را از خدا بخواه قبل از گذشتن وقت و قبل از زخم زبان دشمنانم.
به واسطه تو خداوند به من نعمت مي دهد. از خداي بلند مرتبه مي خواهم پيروزي با عزت به من بدهد و به زودي گشايشي در کار من ايجاد کند. گشايش نزديکي که در آن حاجت ها برآورده و توفيق شروع کارهاي نيک فراهم شده باشد ..... "
بخشي از دعاي عريضه امام زمان !
محسن !
با تمام بي كسي هايم،كسي دارم هنوز!
نيايش
خداوندا !
مگر نه اينکه من نيز چون تو تنهايم ؟!
پس مرا درياب
و به سوي خويش بازگردان .....
دستان مهربانت را بگشا
که سخت نيازمند آرامش آغوشت هستم ...
محسن !
با تمام بي كسي هايم،كسي دارم هنوز!
مي خوانمش ، چنان كه اجابت كند دعا
نامت چه بود؟ آدم
فرزند؟ من را نه مادري نه پدري.بنويس اولين يتيم عالم خلقت
محل تولد؟ بهشت پاک
محل سکونت؟ زمين خاک
آن چيست برگرده نهادي؟ امانت است
قدت؟ روزي چنان بلندکه همسايه خدا.اينک به قدرسايه بختم به روي زمين
اعضاي خانواده؟ حواي خوب وپاک.قابيل خشمناک.هابيل زيرخاک
روز تولد؟ در روز جمعه اي.به گمانم که روزعشق
رنگت؟ اينک فقط سياه.ز شرم چنان گناه
چشمت؟ رنگي به رنگ بارش باران که ببارد ز آسمان
وزنت؟ نه آنچنان سبک که پرم درهواي دوست نه آنچنان وزين که نشينم بر اين زمين
جنست؟ نيمي مرا زخاک نيم دگر خدا
شغلت؟ در کار کشت اميدم به روي خاک
شاكي تو؟ خدا
نام وكيل؟ آن هم فقط خدا
جرمت؟ يک سيب از درخت وسوسه
تنها همين؟ همين !!!
حكمت؟ تبعيد در زمين
همدست در گناه؟ حواي آشنا
ترسيده اي ؟ كمي
زچه؟ كه شوم اسير خاك
آيا كسي به ملاقاتت آمده است؟ بلي
که؟ گاهي فقط خدا
داري گلايه اي؟ ديگر گلايه نه ، ولي ....
ولي كه چه؟ حكمي چنين ، آن هم به يك گناه؟!!
دلتنگ گشته اي؟ زياد
براي كه؟ تنها فقط خدا
آورده اي سند؟ بلي
چه؟ دو قطره اشك
داري تو ضامني؟ بلي
چه كس؟ تنها كسم خدا
در آخرين دفاع؟
محسن!
با تمام بي كسي هايم،كسي دارم هنوز!

