.: حرف نو :.
                    http://weblog.dezfoul.net/harfe9

 

 

 

 

 


پرورش اندام
--------------------

آقا از الان دارم خودمو اساسي واسه پاچه خواري و انواع و اقسام راههاي پاس كردن درساي افتاده آماده ميكنم .

دنبال روشهاي و تكنيك هاي به روزم . حتي دارم رو كلماتي كه بايد پيش استاد بكار ببرم (با توجه به جواباي احتمالي استاد) كار مي كنم .

همين جا از شما بازديد كننده محترم درخواست ميشه اگر راهي ، روشي ، منشي ، كنشي ، چيزي در اين زمينه علمي داريد ارائه بديد .

لطفاً منو از حمايت هاي فكري خودتون دريغ نكنيد . تازه به طرح هاي برتر در صورت عملي بودن جايزه ي نفيسي اهدا مي گردد .

طرحاتونو اگر با سوابق موفقيتشون بگيد كه خيلي بهتره . بينم اصلاً آدم اين كاره اينجا پيدا ميشه ؟

-----------------------------------

پي نوشت : گفتم خودمو دارم آماده مي كنم ياد يه خاطره افتادم . دوران دبيرستان براي مسابقات واليبال با مدرسه رفتيم اصفهان . بازي اول كه شروع شد مربي گفت برو گرم كن . حالا ما هم به خيالمون الان ميخواد مارو بفرسته تو زمين .

رفتم همينجوري هي گرم ميكردم اما خبري از مربي نبود . ما هم همينجور هي گرم ميكرديم . ست اول تموم شد اصلاً مربي عين خيالش نبود . نگفت اين بچه گناه داره . سر كارمون گذاشته بود انگار . تا اون آخرا بازي خودم مثل بچه آدم گرم كردن رو ول كردم اومدم نشستم رو نيمكت .

نه خوبه عقلم رسيد هاا وگرنه اگه ادامه ميدادم داغ ميكردم . شايدم ميسوختم !

2009-07-02 11:17:44                          6 يادداشت _نظرتون ؟



استاد جونم
--------------------

يه استادي دارم انگار خيلي حال ميكنه به من تيكه بندازه ! يه چندتا از افاضاتش رو مينويسم .

سر آزمايشگاه كه اولش هي ميگفت فلاني (يعني فاميل من) كه همش دستش تو جيبشه !

يه سري قبل ِ آزمايش داشتم دستور كار رو مطالعه ميكردم كه بينم اصلاً ميخوايم چيكار كنيم كه يهو سرشو آورد پيش گوشم گفت : اينقدر زورم مياد تازه اينجا ميخواي دستور كار رو بخونيييي !!

هر وقت گزارش كار گروه سه نفرمون مشكلي داشت يا تاخيري بود گردن من مينداخت !

حتي يه بار با گروهمون زديم دستگاه تركونديم ، اولش كه اصلاً سرش رو هم بر نگردوند ببينه چي شده ! بعد از ده دقيقه گفت برم ببينم اينا هنوز زنده هستن يا نه !

تا رسيد بالا سرمون يكي از بچه ها سريع گفت استاد تقصير ما نيست ، ما اصلاً اينور بوديم . استاد گفت نفروشيد همديگه رو ! كار گروهيه . ببين آقاي فلاني زده دستگاه رو سوزونده چيزي هم نميگه !

اين ترم هم باهاش كلاس داشتم .

اون اولاش هر جلسه كه ميرفتم بهم ميگفت اين اولين جلسه س كه مياي نه؟!!

اين اواخر هم يه مدت طولاني سر كلاسش نرفتم . شانس هم هي جلوم سبز ميشد ! يه جورايي تابلو شدم ديگه . بالاخره جلسه آخر رفتم سر كلاس .

اولش به رو خودش نيورد منم گفتم خدا رو شكر . هر چند تعجبم كردم . بعد اون آخراش رو كرد به بچه ها گفت : بچه ها اين درس خوبه ؟

بعد گفت آقاي فلاني درس خوبه ؟ گفتم آره . بعد ادامه داد گفت : شما كه ماه به ماه نمياين به جاش استراحت ميكنين . حالا يه وقت درس دادنم مزاحم استراحتتون كه نميشه ؟!!!

استاد خدا بگم چيكارت نكنه !

هرچند ترم پيش همه مي گفتن تو رو ميندازه اما ننداخت اما اين دفعه بهونه زياد دستش دادم كه منو بندازه . مخصوصاً كه امتحان رو هم جالب ندادم !

شايان ذكر است كه اين استاد يه چند باري هم از لفظ خوش تيپ استفاده كرده كه جا داره همين جا ازش تقدير و تشكر كنم !

--------------------------------------

پي نوشت : امتحان اولي همينجوري سرمو انداختم پايين رفتم سر يه صندلي نشستم . خانوم مسئول آموزش اومده ميگه شما چرا اينجا نشستي ؟ بهش گفتم همينجوري سر مسير بود ديگه منم نشستم . گفت از حالا به بعد اگه سر مسير بود نشينيد .

امتحان دوم رفتم اول شماره صندليمو پيدا كردم . بعد كه رفتم سر كلاس ديدم يكي ديگه جام نشسته . منم رفتم رو يه صندلي ديگه . اون خانوم مسئول اومد اينبار گفت : اين دفعه خودمون جاتو گرفتيم !

وقتي مسئولين خودشون قانون رو رعايت نميكنن خو چه انتظاري از من دارن ؟؟

2009-06-28 23:01:44                          8 يادداشت _نظرتون ؟



زيباترين مفهوم
--------------------

ببوسم دست و پا مهر و وفاتو ........... ببوسم آي ببوسم خاک پاتو

برم قربون قلب مهربونت ........... که جون و زندگيم بسته به جونت




تو را دوست دارم چون آب روان ....

2009-06-15 01:41:02                          6 يادداشت _نظرتون ؟



تقلب ...
--------------------

تو دوره تحصيليم هيچ وقت دنبال تقلب نبودم . يعني در واقع هيچ وقت احساس نيازي بهش نداشتم . فقط دوره ي دبيرستان بود كه يه سري سر درس بينش هوس تقلب كردم كه ما هم خو آدم ساده ، بي شيله پيله ، از اين خلافا بلد نبوديم ! مبتدي بوديم و نهايتاً لو رفتيم .

استاد ديدمون گفت پاشو بيا . منم سرمو پايين گرفتم كه يعني آره با من نيست كه چند بار ديگه گفت با خودتم پاشو بيا .

برگه رو گرفت گفت : صفــــر ... بهت نميدم اما ديگه نميذارم بقيه سوالا رو جواب بدي . اونجا بود كه به موضوع تقلب فكر كردم .

بعد ديدم خيلي با حق نميخونه . فهميدم من دوست ندارم اون چيزي نشون بدم كه واقعاً نيستم . دوست ندارم ارزشي بهم بدن كه حقش رو ندارم . در اين مورد خاص دوست ندارم نمره م حق خودم نباشه .

تصميم گرفتم هيچ وقت تقلب نكنم و بارها پيش اومده (بخصوص دوران دانشجويي) كه نياز به تقلب داشتم تا جايي كه حتي نيازم براي حل يه سوال فقط يه فرمول فراموش شده بوده اما حاضر به تقلب نشدم . تا حالاش به عهدي كه بستم پايبند بودم و اميدوار همينطورم ادامه داشته باشه .

خيلي اهل تقلب دادن هم نيستم . وقتي ميشينم سر جلسه امتحان عمدتاً به اطرافيانم ميگم كه جيكتون در نياد !! حالا اگر خواستيد يا در واقع تونستيد خودتون به برگه نگاه كنيد .

حالا ديروز امتحان آزمايشگاه داشتيم من سريع كارم تموم شد خواستم برم كه بغل دستيم گفت مدارتو باز نكن . بيا با هم جابجا كنيم چون مدار خودم جواب نميده .

نميدونم چي شد اون لحظه كه استاد رو نيروي اهريمني متصور شدم و بغل دستيمو يه بچه مظلوم و ستمديده !! خلاصه همين كارو كرديم .

حالا فهميدم يه مقداري مدارامون با هم متفاوت بوده . فقط ميترسم (در واقع هيجان دارم) كه استاد بفهمه چون ميدونم نميگذره از اين قضيه . البته اگرم بفهمه خيلي مشكلي نيست چون از اينجور هيجانات بدم نمياد .

ميگم اين آمار كه ميگه بيش از 60% دانشجوهاي ايراني تقلب ميكنن خيلي باحاله ها . البته فكر كنم بيشتر از اينا باشه . و اينم نوع خارجيش !

--------------------------------

پي نوشت 1: مجوز راه اندازي يه آي اس پي رو دارم اما سرمايشو .....

پي نوشت 2: مثل اينكه اوضاع شبكه دزفول نت بهترتر شده . تبريكات ما رو پذيرا باشيد .

پي نوشت 3: آقا من كارآموزي ميرم مخابرات . خلاصه اگر كاري چيزي داشتيد ، شماره اي خواستيد ، شماره ي دختر يا پسر باحالي خواستيد ، آدرس كامل يه شماره رو خواستيد ، يا اگر خواستيد حسابتون كم بشه يا حتي صفر بشه ديگه قبض براتون نياد يا هر خواسته ي ديگه اي داشتيد بدونيد از دست من كاري ساخته نيست چون اصلاً اونجا كاره اي نيستم شايد حتي يه روزم نرفتم !

2009-06-01 13:34:44                          7 يادداشت _نظرتون ؟



منوي اصلي
----------------
صفحه نخست

پست الكترونيكي

آرشيو وبلاگ

پيوندها
---------------
فرما تو دسفيل !

يادداشت هاي يك دختر
ترشيده

وي ويو(viwio)

من در فرند فيد

دزفول نت
------------
مهدي صفا

خلوت نشين

باقلوا

سيمرغ

شام مهتاب

آگهي هاي معنادار

SZR

namaki

ارتباط زنده
---------------

آمار بازديد كنندگان
------------------


 

مشغول چه كاري هستم ؟