من اينجا بس دلم تنگ است... و هر سازي که مي بينم بد آهنگ است... بيا، ره توشه برداريم... قدم در راه بي برگشت بگذاريم... ببينيم آسمان هرکجا؛ آيا همين رنگ است ... ؟ هيچ كس دفتر چه عمر مرا امضا نكرد.......... هيچ دستي دست تنهاي مرا رسوا نكرد ........ انقدر در حجم سنگين سكوتم مانده ام ........خاك حتي اين سكوت من را پنهان نكرد

.::* منوي قلبم ::.*

-------------------

کاش باز هم سهراب زنده شود. کاش بازهم به بهانه شقايق بتوان زنده ماند. کاش باز هم حافظ بسرايد. ولي افسوس


درباره وبلاگ :

صفحه نخست

مشخصات من

پست الكترونيك


خاطرا روز هاي تنهايي :

برگ برگ خاطرات دلم


? اونايي كه افتخار دادن امدن به وبم :

16711


عزيزانم :

afsoon

mehran_67

memol

amin_o

abbas1367

fid_sky3

"> sahar66


وضعيت حضور :

ياهو ...

دزفول.نت ...


آهنگ وبلاگم :

زمونه

مد شده تو زمونه
بي وفايي ارزونه
دلا مي شكنه اسون
غم مي ياره فراوون
محبتها كم شده
قلبها همه سنگ شده
حروم شده عاشقي
مجنون نمي شه كسي
عشق رفته تو قصه ها
جاش اومده غصه ها
گذشت رفته از يادها
بي رحم شدن ادما

-

2009-06-29 21:50:47

هيچ اشكي نمي چكه

7 اشك چكيد

راز گل سرخ




عشق يعني مستي و ديوانگي عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده با چشمان تر
عشق يعني سر به دار آويختن عشق يعني اشک حسرت ريختن
عشق يعني درجهان رسوا شدن عشق يعني سست و بي پروا شدن
عشق يعني سوختن با ساختن
عشق يعني زندگي را باختن

-

2009-06-15 20:20:49

هيچ اشكي نمي چكه

3 اشك چكيد

توجه توجه


ممولللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل>>
رفت>>
حتما ميگيد كجا رفت <>
اره بچه ها  ممول رفت>
ممول مرغ شد >
واييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي
ممول بزرگ شده
ممول جان مباركه مرغ شدنت<>
حالا حتمي ميگيد فروغ خول شده مرغ چيه مرغ يعني چي <>
مرغ يعني <>
...........................................>
به شما چه يعني چه اصلا نمي گم اين يك كده <>
.........................................>
.......................................>
....................................>
................................<
.............................
.......................
........................
.....................
.................
................
...............
دلم واستون سوخت ميگم  >
يك كم صبر كنيد >
برنامه لود بشه<
چقدر عجله داريد
ممول
ممول <
ممول امروز <
ممول امروز
ممول امروز ع
ممول امروز ق<
ممول امروز د
ممول امروز  م
ممول امروز ي
ممول امروز ك
ممول امروز ن
ممول امروز ه
خودتون بخونيد
ميفهميد <
ممول جان تبريك ميگم <
شرمنده من نمي تونم مثل تو خوشكل بنويسم


ممول جان كناه داره نزن

-

2009-06-14 17:38:12

هيچ اشكي نمي چكه

3 اشك چكيد

فقط عشق



    




دنياي نامرد


اگر دنياي ما دنياي سنگ است



بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است



اگر دنياي ما دنياي درد است



بدان عاشق شدن از بحررنج است



اگر عاشق شدن پس يک گناه است



دل عاشق شکستن صد گناه است




بتراش اي سنگ تراش .....




سنگي از معدن درد بهر مزارم  بتراش


                              

                            روي سنگ قبره من عكسي از



چهره زيباي نگارم بتراش




بنويس اي سنگ تراش عاقبت شدم فداش ... بنويس تا



بدونه عمرمو دادم براش



-

2009-06-12 18:28:53

هيچ اشكي نمي چكه

1 اشك چكيد


Love
  

-

2009-06-09 18:09:00

هيچ اشكي نمي چكه

3 اشك چكيد

آلاجيم

                                                           
دست خودم نيست
اگر مي بيني عاشق تو هستم ، ديوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگي من تو شده اي
به خدا بدان که اين دست خودم نيست!

اگر ميبيني چشمانم در بيشتر لحظه ها خيس است و دستانم سرد است و اگر ميبيني همه لحظه هاي دور از تو بودن اينهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که اين دست خودم نيست!
دست خودم نيست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم ميبينم و به ياد تو مي باشم.
دست خودم نيست که دوست دارم هميشه در کنارت باشم ، دستانت را بگيرم ، بر
لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگيرم!

به خدا دست خودم نيست که هر شب به آسمان نگاه مي اندازم و ستاره اي درخشان را ميبينم و به ياد تو مي افتم!
دست خودم نيست که هر سحرگاه به انتظارت مينشينم تا در آسمان دلم طلوعي دوباره داشته باشي
    

-

2009-05-16 16:54:47

هيچ اشكي نمي چكه

3 اشك چكيد

خداياا  درسته که تو آدمو تنبيه کردي و از بهشتت بيرونش کردي اما نشد که دلشو از بهشت بيرون کني دل آدم توي بهشتت جا موند جا موند خدايااااااااااااااااااااااااااااااا...........

ودل من هم توي بهشتت جا مونده مهم نيست کجاي بهشت  اما مطمئنم توي بهشت تو جا مونده  مي دوني دوراز دلم دارم عذاب مي کشم خيلي هم عذاب مي کشم وقتي جسممو با اون همه حقارت و پستي به زمين بخشيدي همه مي خنديدند جز من . اون روز فقط من گريه مي کردم .... چون حقارت خودمو مي ديدم .. کم کم خنديدنو ياد گرفتم ، همون دروغ شيرينو ياد گرفتم بخندم  و وانمود کنم شادم و يادم بره يادم بره کجا بودم وباچه حقارتي  ردم کردن. هر چي بيشتر توي دنيا موندم بيشتر بوي قفس گرفتم بيشتر  به حقارتم عادت کردم ....اما تو که خوب مي دوني ته دلم هميشه در عذابه ... هميشه يادشه که کجا بود و چي شد که تو بيرونش کردي. خدايا اين قفس تنگه ... خيلي هم تنگ و متعفنه و نفرت انگيز  خدايا دلم  گرفته  خيلي هم گرفته..... اينجا بيشتر بيشتر آدمها به حقارتشون عادت کردن ....خيلي ها به قفس دل بستن .....خيلي ها دارن از حقارت و از زندوني بودنشون لذت مي برن خيلي ها هم به روي خودشون نميارن .... خيلي ها ديوونه شدن .... خيلي ها هم لج کردن انگار با تو با خودشون با بقيه .... و من هم دلم گرفته و شکنجه ميشم دارم خفه ميشم .... اينجا خيلي هوا تنگه.... خيلي شلوغ و درهمه ... خيلي صدا هست .... خيلي رنگ و نيرنگ هست ...خدايا کاري بکن!از همون اول .... هر کيو تبعيد کردي به اين دنيا از سر لطفت در گوشش وعده ها دادي بهش... گفتي زندون موقته .... گفتي يکي هست که کمک ميکنه آزاد شيد.... گفتي و وعده داديو مارو فرستادي .... نه   تبعيد کردي .... الان زمان زيادي گذشته .... خيلي ها نااميد شدن .... خيلي ها فراموش کردن ....خيلي ها اشتباه گرفتن... خيلي ها هم خسته شدن ...خيلي ها هم مثل من نمي دونن چيکار کنن..... يه قفس و اينهمه زندوني و اينهمه شکنجه گر و اينهمه فاصله از تو.... اگه دلامونو جا نذاشته بوديم توي بهشتت ... چطوري دووم مي اورديم؟ چطوري طاقت مي اورديم .... اين حقارتو.....؟ خدايا ! کمک کن ! پريشونم .... خيلي پريشون .... همه جا تاريکه .... همه جا سياس.... تازه من بهترين جاي اين قفس هستم..... دورو برم پر ازافراديه که دلاشونو توي بهشتت نگه داشتي ......خدايا ! سخته .... سخته اما بازهم منتظر مي مونم تا به وعده هات عمل کني .توي اين فاصله کمک کن بهشتتو فراموش نکنم .... کمک کن گم نشم ....کمک کن متعفن نشم .... کمک کن بهونه نيارم ... توجيه نکنم .... کمک کن تن به پستي ها ندم .... کمک کن انسانيتمو فراموش نکنم...... خدايا دلتنگم.... دلتنگ بهشتت.... کمک کن از پستي ها فاصله بگيرم و از باتلاق هاي اين قفس.... کمک کن از چاههاي منفور جهنمي فاصله بگيرم .... کمک کن تورو فراموش نکنم..... خدايا ! دلم گرفته .... خيلي هم گرفته ..... تا ابد بنويسم دلم آرووم نمي گيره ..... از اين زندون از اين قفس خسته م.... از آدمهائي که فراموشت کردن بيزارم .... از اونهائي که نقاب ميزنن بيزارم ..... از ادمهائي که صداقتو قرباني غرورشون مي کنن بيزارم..... از آدمهائي که تو رو غلط تفسير مي کنن نفرت دارم.... از دنيا و فريباش خسته م بيزارم .... از نفسمو حيله گرياش خسته م .... از نيازهام خسته م ..... خدايا ! آرامش بهشتو مي خوام .... آرامش کنار تو بودن ..... سکوت تموم صداها آرزوي منه ..... هر صدائي جز صداي تو ..... خدايا ! آروومم کن ! زلالم کن ! تطهيرم کن ! قدرتم بده ! آزادم کن از اينهمه بند و بند و بند ......

-

2009-02-07 00:33:24

هيچ اشكي نمي چكه

3 اشك چكيد

به نام خدا

درباره عشق

اگر عشق بخواندت پيرو باش.
هرچند كه راهش دشوار است و پرنشيب .
و اگر بال گشايدت بر او رام شو ؛
هرچند تيغي كه بر پرهايش نهفته است ، بر تو زخم تواند زد.
و اگر با تو سخن گويد باورش بدار ؛
هرچند كه آوايش روياهايت را تواند شكست ،
همچنان سرد باد شمال كه گلستان را مي پژمرد .
زيرا كه عشق هم تو را عزت دهد و هم خوار مي دارد .
و در همان دم كه تو را مي بالاند ، شاخه هايت را نيز هرس مي كند .
حتي در لحظه هايي كه بر بلنداي تو مي خيزد؛
لطيف ترين شاخه هايت را نيز كه در زير آفتاب مي لرزند ؛ مي نوازد
هم مي تواند به ريشه هايت بخزد و چنگالشان را از زمين سست كند .

عشق تو را چون يك دسته گندم در آغوش مي كشد ؛
و مي كوبدت تا پوسته ات را جدا كند ؛
و مي پالايدت تا سبويت را دور كند ؛
و مي سايدت تا سفيدت كند .
و سپس تو را به آتش مقدس خويش مي سپارد ؛
تا از تو سپند ناني شود براي ميهماني مقدس خداوند .

عشق همه اينها را بر تو روا مي دارد تا تو به راز دل خويش آگاه شوي !
و اين آگاهي ؛ خود پاره اي از هسته زندگيت خواهد شد .
و اگر تو در بيمناكي خويش ، فقط خواهان راحتي عشق و شادي مهر باشي ؛
آنگاه بهتر است كه تو برهنگي خويش را بپوشاني ؛
و از ميدان خرمن كوبي عشق بيرون روي ...
بروي ! بروي به جهاني بي فصل ؛ تا بتواني بخندي; !
ولي نه با خنده هاي خود . و بگريي !
ولي نه با همه اشكهاي خود ...

و اگر تو را در عاشقي ، خواهشهايي نيز هست ؛
آنگاه چنين بخواه ؛
آب شو و به راه بيفت ؛ چون جويباري كه در شب ترانه مي خواند .
و بدان كه مهر بسيرا درد به همراه است .

زخم عشق را به جان خريدار باش .
خونت را با گشاده رويي و شادماني بريز.
بامدادان چنان بيدار شو ؛ گويي كه قلبت بال درآورده است .
و سپاس گوي باش روز ديگري را براي مهرورزي ...

-

2009-02-01 14:25:20

هيچ اشكي نمي چكه

4 اشك چكيد

چي مي شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده چرا که ديروز ما

وقت نکرديم ازش تشکر کنيم .


چي مي شد ديگه هرگز شکو فا شدن گلي رو نمي ديديم چرا که وقتي
خدا بارون فرستاده بود گله کرديم .
چي مي شد اگه خدا عشق و مراقبتش را از ما دريغ مي کرد چرا که ما از
محبت ورزيدن به ديگران دريغ کرديم.
چي مي شد اگه خدا امروز به حرفهامون گوش نمي داد چون ديروز به
دستوراتش خوب عمل نکرديم .
چي مي شد اگه خدا خواسته هامونو بي پاسخ مي گذاشت چون
فراموشش کرديم .
                                          


-

2008-12-14 10:33:37

هيچ اشكي نمي چكه

6 اشك چكيد