امان از علافي
-خيلي سعي کردم پيدات کنم
-معلوم هست کجايي؟
-خيلي بي معرفت شدي ها
کوچولو:چطور مگه؟چيزي شده؟
اين چه ريختيه واسه خودت درست کردي؟
-والاچي بگم
اين چند روزه حسابي گند زدم
تو هم که نيستي يه کم هوام رو داشته باشي
کوچولو:باز چي کار کردي تعريف کن ببينم
-باشه بيا بشين تا برات بگم
راستش يه چند روزي بود از بي کاري حوصلم سر رفته بود
نمي دونستم چي کار کنم
مدام به وسائل خونه ور مي رفتم
يا راديو رو مي سوزوندم
يا مي زدم جارو برقي رو خراب مي کردم
خلاصه اونقدر به اينو اون ور رفتم که مامان بابام از دستم کلافه شدن
نشستم که مثلا واسه خودم يه فکري بکنم
گفتم بهتر برم بيرون و يه آب وهواي عوض کنم
وقتي رفتم بيرون
يه هوي يه فکر پليد به ذهنم خورد
کوچولو:واي خدا به خير کنه
-تو حرفم نپر وگر نه نمي گم ها
کوچولو:باشه باشه بگو
-خلاصه گفتم خوبه واسه سرگرمي يکم مردم آزاري کنم
راستش مي خواستم ببينم اينا که اينقدر دنيال دختر جماعت مي افتن چه کار مي کنن
-مي خواستم بيفتم دنبال يه دختر اما بلد نبودم چي کار بايد بکنم
با دمپايي رفتم تو خيابون
با خودم گفتم اين قيافه اي بهتره
چون تابلو نمي شم
-اولين دختر رو که ديدم افتادم دنبالش
همچين که بهش نزديک شدم وصداش کردم
يه چند تا پسر لات بي سر و پا اومدن وتا تونستن کتکم زدن
بي چاره ها فکر مي کردن ديگه دنبال يارو نميرم
اما غافل از اينکه من تازه خوشم اومد و مي خوام خودم رو حسابي مشغول کنم
بلند شدم ويه کم زبون درازي کردم و تا مي خواستن دوباره بزننم پا به فرار گذاشتم
-داشتم تو خيابون قدم مي زدم که باز چشمم خورد بهش
يه لبخند موزي زدم و افتادم دنبالش
-داشتم نزديکش مي شدم که سوار تاکسي شد ورفت
منم که ديگه داشتم کلافه مي شدم و نمي خواستم کم بيارم دوچرخه يکي از دوستام که اون نزديکي بود قرض گرفتم و افتادم دنبالش
هي پا مي زدمو هن هن مي کردم
اين صداي جير جير دوچرخه هم اعصابم رو خراب کرده بود
از اون دور ديدمش که داشت پياده مي شد
تو افکار خودم بودم که وقتي رسيدم بهش چي بگم که يه هو کله پا شدم
چشمتون روز بعد نبينه
-وقتي خودم اومدم ديدم چرخ جلو دوچرخه کنده شده وبا کله افتادم تو جوب
خودم به کار خودم خندم گرفته بود اون روز تمام قضيه رو ئاسه مامان بابام تعريف کردم وکلي بهم خنديدم
اما فرداش بابام پيش يکي از دوستان قديميش که لوازم برقي تعمير مي کنه رفت وکلي واسم راديو نيمه کاره خريد تا همشون رو مثلا تعمير کنم
اما بازم حوصلم سر رفته
آخه همشون رو خراب کردم
-بايد بشينم و يه فکر اساسي بکنم اينجوري فايده نداره
Badboy
2005-07-20 14:46:29
18 يادداشت
مي خوام مسافر شم
نمي دونستم
نمي دونستم وقتي ازاين جا مي رم کسي برام ناراحت نمي شه
نمي دونستم هر وقت رفتم هيچ چشمي به دنبالم خيس نمي شه
هيچ دلي با رفتنم شکسته نشد
باورکن
باورکن کوچولو اگه مي دونستم
خيلي وقت پيش مي رفتم
اين رو بدون کوچولو که من رفتم
ولي بارفتنم اين رو به همه نشون مي دادم
که هيچ کس منو نمي خواست
من ميرم
ميرمو خودم رو به سرنوشت مي سپارم
خودم رو به زمونه مي سپارم
تو اين سفر هم هيچ کي رو نمي خوام
هيچ کس
هيچ چيز
مي خوام خودم تنها باشم
مي خوام مسافر شم
Badboy
2005-07-15 14:14:20
10 يادداشت
ديگه نمي خوام ببينمت..............
خيلي انگار از خودت راضي هستي
خيلي به خودت مي نازي
با اين کارات همه ازت فرارين
برو برو ديگه اصلا نمي خوام ببينمت
برو هر وقت تونستي خودت رو درست کني
اون وقت منو يه دوست حساب کن
من کوچولو رو خيلي دوست دارم
هيچ وقت سعي نکن منو از کوچولو جدا کني
من عاشق کوچولو هستم
همين طور هم اون
اون روزي که بهم گفتي دوستم داري
تو دلم بهت خنديدم
گفتم انگار هالو گير اورده
ببينم تا حالا چند تا رو اين طوري گول زدي
چند تا به حرفات اعتماد کردن
برو برو که دستت رو من ديگه خوندم
تو خيلي ساده بايد باشي که بخواي تو قلبم جا کني
قلب من فقط مال کوچولو هست
Badboy
2005-07-07 20:34:01
11 يادداشت
امان از دست تو کوچولو.................
بشين سر جات بابا حوصله داري
بي خودي واسمون درد سر درست نکن
اومديم دو روز خوش باشيم ها
آخه بچه جون اين کارا به من و تو نمي خوره که
اون شب که واسم حرف زدي حسابي تو نخ حرفات رفته بودم
اولش دلم برات سوخت
داشتم به اين فکر مي کردم
که ماها چقدر بايد دل رحم باشيم که اين جوري به فکر اطرافيان مونيم
اما بعدش هي بهت خنديدم
ببخشيد ها
ولي اون قدر ساده وبي آلايش مي خواستي کمکش کني که تو دلم حسابي بهت خنديدم
تازه وقتي فهميدم حسابي گند زدي ديگه نتونستم جلو خنده ام رو بگيرم
بابام شب قبلش داشت واسم مي گفت
کمک کردن به ديگرون چقدر لذت بخشه
اما اينو بهم نگفت اگه خواستيم کمک کنيم و نتونستيم چي کار کنيم
حالا اومدي به من مي گي کمکت کنم؟
بزنم تو ملاجت؟
آخه خره........
مجبوري الکي واسه خودت درد سر درست کني
تا کي من بايد گندکاري هاي تو رو درست کنم
حالا هم زياد تو نخش نرو
يه جوري باهم ماست ماليش مي کنيم که کسي نفهمه
بلند شو يه آب به دست و صورتت بزن و بيا ببينم
اينجوري هم آب غوره نگير
من اصلا دلم نمي خواد اينجوري ببينمت
تو بايد همش بخندي و از زندگي لذت ببري
Badboy
2005-07-04 01:40:15
9 يادداشت
[