|
|
ارباب انتظار |
آنان که بايد باشند ببر آهنگر مهدي ف مهدي بدن مهدي صفا سپيدار بلند چشم به راه ژوزف بالسامو ملکه ي مهتاب آنگاه پس از تندر مثل هذيان دم مرگ سالهاي دور از خانه شواليه ي سياهپوش فتح بهشت فتح بهشت نيروي درون سه ره پيداست پرچم سرخ پرچم سياه تا سينه در لجن گريه با آتش تا پله هاي فتح دژ ويرانه ي تاريخ نمي دانم قصه ي فتح تا فتحي دوباره به پا برخيز روزي خواهم خواست دژ ويرانه ي تاريخ آخرين نبرد شمار بازديدکنندگان 30169
وطن نگاشتههاي پيشين صفحه ي شخصي نيمرخ |
|
تقدير
به تميزي يک ضربه ي شمشير از همديگر جدا شديم
عادل تنها سهم من!
همـيـشـه در مصـاف مـرگ نقاب از چهره ميافتد
عادل خاطره ي جنگل
توي يک جنگل تنديس کبود
عادل نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم؟!
نگفتمت تنها مرو شب در کمين نشسته
عادل |